| rahmati.kateban.com , Notes and articles by Mohammad Kazem Rahmati. | |||
|
|||
|
|
|
<!--
/* Font Definitions */
@font-face
{font-family:"B Zar";
panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0;
mso-font-charset:178;
mso-generic-font-family:auto;
mso-font-pitch:variable;
mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;}
/* Style Definitions */
p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
{mso-style-parent:"";
margin:0cm;
margin-bottom:.0001pt;
text-align:right;
mso-pagination:widow-orphan;
direction:rtl;
unicode-bidi:embed;
font-size:12.0pt;
font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";}
@page Section1
{size:595.3pt 841.9pt;
margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
mso-header-margin:35.4pt;
mso-footer-margin:35.4pt;
mso-paper-source:0;
mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
{page:Section1;}
-->
عالم
آراي شاه طهماسب و نكته اي درباره آن
در دوره صفويه شاهد ظهور نوعي از تاريخ نگاري هستيم كه مي توان آن را نوعي رمان تاريخي دانست كه حاصل تلفيق گزارش هاي تاريخي و ادبيات نقالي است. از ميان اين آثار كتابي به نام عالم آراي شاه طهماسب است كه بر اساس نسخه شماره 8952 (كتابخانه مجلس) كه نسخه اي ناقص و فاقد نام مؤلف بوده، با تحقيق استاد ارجمند جناب آقاي ايرج افشار (تهران،1370) منتشر شده است. عدم اشاره به نام نويسنده موجب آن شده بود كه نام نگارنده آن نشناخته باقي بماند. اين مشكل با يافت شدن نسخه اي ديگر از كتاب كه اينك به شماره 13739 در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي است، نام و زمان حيات مؤلف شناخته شود. در حقيقت براي نخستين بار استاد ارجمند آقاي سيد محمد طباطبائي بهبهاني (منصور) در كتاب ارزشمند الشريعه الي استدارك الذريعه (تهران،1385)، ج 2،ص 225) از اين كتاب و مؤلف آن نام برده و متذكر شده اند كه نام نويسنده سيد اسماعيل حسيني تبريزي است. با مراجعه به نسخه و بررسي آن به مطلبي برخورد كردم كه براي شناخت زمان حيات تبريزي سودمند است و شايد به كار كسي بيايد. در بخشي از كتاب (ص 653) عبارت زير متضمن زمان حيات نگارنده است: ....خواجه امير بيگ، زرگر پادشاه با استاد يعقوب زرگر باشي، خواصه شريفه آن تاجر را به فرمان شهريار غازي، شاه جنت آرامگاه، سلطان شاه عباس ماضي - عليه الرحمه- جواهر ها را در آوردند، حال ما چندين هزار لك ديگر جواهر در خزينه عامره است. فقير الحقير اسماعيل الحسيني تبريزي در خدمت ملايم بيگ در زمان پادشاه مرحوم غفران پناه، عليين آشتيان، شاه صفي - عليه الرحمه- از حضرت ميرزا محمد رضا مشرف شربت خانه معلوم نمودم كه آيا به سمع ... عبارت فوق نشانگر حيات تبريزي پس از روزگار شاه صفي است و براي شناخت مؤلف كتاب مغتنم. مؤلف كتاب نيز احتمالا از خاندان سادات لاله تبريز باشد كه به دليل تسنن چندان مورد توجه شاه اسماعيل و شاه طهماسب نبوده اند اما در بعد به تشيع گرويده اند. در هر حال بايد درباره مؤلف تحقيق بيشتري نمود. متاسفانه نسخه جديد هم از آغاز افتادگي دارد و تحرير كاملتري از كتاب به نسبت نسخه پيشين است اما ظاهرا اين نسخه نيز ناقص و تحرير كامل كتاب نباشد.
ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ چهارشنبه 11 آذر 1388 ساعت 11:58 قبلازظهر (نظر بدهید)
تصحیف احتمالی عبارتی در کتاب تحفة الازهار ضامن بن شدقم حسینی
بدر الدین حسن بن علی شدقمی حسینی (متوفی 998) از سادات و کبار عالمان امامی مدینه است که امارت و نقابت مدینه به صورت وارثتی در میان آنها بوده است. وی در 941 چشم به جهان گشود و بعد از درگذشت پدرش مدت بسیار کوتاهی به نقابت رسید اما ظاهرا به دلیل ادعای برخی دیگر از سادات مجبور به چشم پوشی از نقابت شد و از این سمت کنارگرفت. در شرح حال وی بیش از این صحبتی درباره این حادثه نشده و تنها گفته شده که وی در این کار همچون جدش حسن بن علی علیهما السلام که از خلافت ظاهری کناره جست، عمل کرده است. وی بعد از این حوادث به سفر پرداخت و در 962 به هند رفت و در آنجا به دربار حسین نظام شاه پیوست. سپس به جهت زیارت مرقد امام هشتم به مشهد سفر کرد و در همین سفر بود که از قزوین نیز دیداری داشت و با شاه صفوی، شاه طهماسب اول ملاقات کرد. تاریخ دیدار وی با شاه طهماسب 964 ذکر شده است. شرح حال تفصیلی وی را نواده اش ضامن بن شدقم بن علی بن حسن (زنده در 1090) در کتاب تحفة الازهار آورده است (ج 2، ص 223-252) و آقای سید مهدی رجایی - مصحح گرامی کتاب المستطابة فی نسب سادات طابه همان بدرالدین حسن – به تفصیل شرح احوال وی را در مقدمه کتاب نقل کرده است.
در ضمن شرح حال مفصل او، سخن از مشایخ او به میان آمده و فهرستی از آنها نیز به نقل از خود وی ارایه شده است (همان، ص 226-228) و در میان آنها از فردی به نام شیخ حسن بن الهمدانی سخن رفته که بدرالدین حسن در قزوین با وی ملاقات کرده است. پرسش این است که شخص اخیر که بدرالدین او را با القاب خاصی که دال بر جلالت مقام وی دارد و طبعا باید عالم شناخته شده ای بوده باشد (عمدة العلماء العظام، و زبدة الفضلاء الفخام، الجامع للمبانی المفیدة للمعانی الشیخ حسن بن الهمدانی ببلدة قزوین) (همان، ص 228) یاد کرده، کیست؟ شخصیت و عالم شیعی برجسته که در هنگام سفر بدرالدین حسن به قزوین و دیدار وی با شاه طهماسب در قزوین بوده و منصب شیخ الاسلامی پایتخت صفویه را برعهده داشته، کسی نیست جز حسین بن عبد الصمد الحارثی الهمدانی که نسبش به حارث اعور همدانی از اصحاب امیر المؤمنین علی علیه السلام می رسد و از وجود شخصیت برجسته ای دیگر در قزوین در این هنگام که با نام همدانی شهرت داشته باشد، اطلاعی در دست نیست و بر این اساس می توان گفت که نام حسن بن الهمدانی اگر خطای چاپی نباشد ، باید حسین بن الهمدانی باشد و مراد از او نیز کسی جز حسین بن عبدالصمد همدانی (متوفی 984) نیست که شرح حال وی را در مدخل حارثی، حسین بن عبدالصمد در دانشنامه جهان اسلام بازگفته ام. حارثی همچنین بار دیگر در 983 و در هنگام سفر حج خود اجازه ای دیگر به بدرالدین داده که بخش آغازین آن را افندی در ریاض العلماء (ج 1، ص 253) نقل کرده و صورت کامل آن را مرحوم سید حسن امین در اعیان الشیعة (ج 5، ص 176) نقل کرده است. نقل اخیر نشانگر آن است که متن نسخه ای از ریاض که در اختیار مرحوم سید حسن امین بوده، دست کم در این مورد با متن اساس چاپ قم تفاوت داشته است چرا که متن اجازه در ریاض العلماء ناقص است اما مرحوم سید حسن امین آن را به صورت کامل نقل کرده، یا آنکه مرحوم امین متن اجازه را از منبع دیگری کامل کرده است. سید بدرالدین حسن همچنین کسی است که در سفر حج حسین بن عبدالصمد حارثی در 983 از او درباره مطلبی که از شهید درباره محل شهادتش در سفری که به استانبول داشته، پرسشی کرده که متن آن در حاشیه الدر المنثور (ج 2، ص 190، پانوشت 1) نقل شده است.
ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 1 آذر 1388 ساعت 8:14 قبلازظهر (نظر بدهید) |
| rahmati.kateban.com -- powered by kateban.com |