rahmati.kateban.com , Notes and articles by Mohammad Kazem Rahmati.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
فهرست آثار

نویسنده

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • مرداد
  • مهر
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • مرداد
  • شهريور
  • آخرین نوشته ها
  • کتابی تازه در مطالعات شیعه شناسی
  • مسئله نماز جمعه در عصر صفویه و کتابی در خصوص آن
  • احمد بن حسن حر عاملی و کتاب الدر المسلوک
  • حسین بن حمدان خصیبی و کتاب المائده
  • فتوایی درباره یزیدیه
  • البیاض و السواد و نسخه ای کهن از آن
  • حسين بن عبدالصمد حارثي عاملی و نكته تازه درباره او
  • نکاتی درباره عالمی گمنام از عصر شاه طهماسب اول
  • تحولات ديني و اجتماعي ايران در قرون نخستين اسلامي: نگاهي به كتاب جنبش هاي اجتماعي در ايران پس از اسلام
  • آقا جمال خوانساری

  • برای ما بنویسید

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۱۹۰۰ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۷۵


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2007/01/2

    جاحظ و کتاب التاج منسوب به او

    جاحظ و کتاب التاج منسوب به او
    اشاره: یافت شدن نسخه های خطی جدید و اهمیت آنها در مواردی برای شناخت هویت اثری مجهول، یکی از نکات بدیهی در لزوم شناخت و تلاش برای یافتن نسخه های خطی جدید است. از میان آثار منتشر شده در حوزه اندیشه سیاسی یا به عبارت دقیقتر، سیاست نامه نویسی، کتاب التاج فی اخلاق الملوک منسوب به ادیب و عالم معتزلی عمرو بن بحر مشهور به جاحظ (متوفی 255ق) از کهن ترین آثاری است که محققان دیر زمانی است با آن به واسطه چاپ محققانه احمد زکی پاشا (قاهره 1914) آشنایی دارند. فهرست شدن برخی نسخه های تازه، باعث شناخت هویت اصلی مؤلف کتاب شده که اینک می دانیم عالمی از قرن سوم به نام حارث بن محمد تغلبی / ثعلبی بوده است. نوشتار حاضر بررسی در این خصوص است. (متن این مقاله به صورت کامل در مجله آینه میراث منتشر خواهد شد)
    کلید واژه: جاحظ، سیاست نامه، علی بن رزین، حارث بن محمد ثعلبی، ساسانیان، عباسیان.
    ***
    انتقال دولت اسلامی از امویان به عباسیان، همانگونه که محققان اشاره کرده اند، تنها انتقال دولت از یک خاندان به خاندانی دیگر نبوده است. تغییرات شگرفی که در ساختار و بدنه دولت عباسیان به نسبت دولت امویان پدید آمد به نحوی جدی باعث تماییز این دولت از امویان بود. به تعبیر دیگر همانگونه که برخی کسان نیز اشاره کرده اند، ناتوانی دولت امویان در تاسیس نهادهای لازم برای اداره جامعه و اتکاء به همان شیوه های کهن خود در اداره جامعه بیشک یکی از دلایل سقوط آنها بوده است. عباسیان که بر دوش دهقانان ایرانی خراسان به خلافت دست یافته بودند، برای اداره جامعه و لزوم بهره گیری از سنتی جدید در اداره جامعه به تقلید از نهادهای ساسانیان پرداختند و این کار را با بهره گیری از نظام اداری – اجرایی ساسانیان انجام دادند. این تحول تنها با سپردن امور به کارگزاران ایرانی انجام نشد، بلکه حرکت مهمی در ترجمه میراث ساسانیان در زمینه های مختلف آغاز شد. با وجودی که این حرکت به نحو جسته و گریخته در اواخر عصر اموی نیز آغاز شده بود، اما تنها در عصر عباسی اول بود که حجم عظیمی از میراث عصر ساسانیان که قطعا در آن روزگار متون فراوانی از آنها موجود بوده، توسط مترجمانی ایرانی به عربی ترجمه شد. در این میان از متون بیشتر مورد علاقه عباسیان، آثار نگاشته شده در باب سیاست ملک داری و سیره پادشاهان ساسانی بود که عباسیان به تقلید از آنها دربار و سیاست ملک داری خود را سامان داده بودند. از متون فراونی که در این عصر به عربی ترجمه شده ، ابن ندیم در الفهرست گزارش مفصلي آورده است اما با تاسف تنها تعداد معدوی از این گونه متون تا به امروز به نحو مستقل باقی مانده و برخی از آنها در اختیار ما قرار گرفته است، هرچند بخش اعظمی از این گونه متون تا قرن های هفتم و هشتم موجود بوده و در آثار نگاشته شده در باب آداب الملوک از آنها استفاده شده است.
    ***
    از جدی ترین دشواری های تصحیح متون خطی، در مواردی عدم شناخت هویت مؤلف واقعی آن اثر است که به دلایلی مختلفی چون حذف صفحه عنوان، دست بردن کاتبان و انتساب کتاب به مؤلفی مشهور، باعث عدم شناخت مؤلف اصلی می گردد. در حوزه کتابهای نگاشته شده در اندیشه سیاسی، آثار فراوانی وجود دارد که به افرادی نسبت داده شده اند که به جز آنکه افرادی شاخص در نگارش در این باب بوده اند و اثری مشهور نگاشته اند، ارتباط دیگری با کتاب نسبت داده شده ندارند.
     از جمله این آثار کتاب مشهور التاج فی اخلاق الملوک منسوب به ابوعمرو محمد بن بحر مشهور به جاحظ (متوفی 255) است. شهرت فراوان جاحظ به عنوان ادیبی برجسته باعث شده که این اثر به نام او شهرت یابد، کاری که نتیجه آن عدم شناخت هویت مؤلف اصلی آن گردیده است. كما اينكه اثر ديگري به نام المحاسن و المساوي تاليف عيسي بن موسي كسروي با انتساب نادرست به جاحظ منتشر شده است.
    تلاش برای شناخت هویت اصلی مؤلف کتاب التاج و یا حتی شاید عنوان اصلی این کتاب از همان آغاز انتشار این کتاب توسط محقق و مصحح نامدار آن احمد زکی پاشا (قاهره 1914) آغاز شد كه به تفصيل در مقدمه كتاب از اين موضوع بحث كرده است. اما محققان نتوانسنتد در این باب به مطلب جدیدی برسند تنها برخي از آنها با تكيه بر متفاوت بودن سبک کتاب از دیگر آثار جاحظ، اين را دلیلی متقن بر عدم تاليف کتاب از سوي جاحظ ذكر كرده اند.
    ***
    فرانتس روزنتال در مقاله ای با عنوان «کتاب سرخسی در باب آداب الملوک ؟» به بررسی دو نسخه ای خطی در باب آداب الملوک پرداخته است که در یکی از آنها کتاب به فیلسوف مشهور احمد بن طیب سرخسی نسبت داده شده است. در حقیقت داستان ورود این نسخه ها به عالم تحقیق به زمانی کهنتر باز می گردد. مرحوم مجتبی مینوی در بیست و هفتمین نشست خاورشناسان که در شهر آن آربور ایالت میشيگان در آگوست 1967 برگزار شده بود، در مقاله ای خبر از یافت شدن نسخه ای از احمد بن طیب سرخسی در آداب الملوک داده بود که وی در یکی از کتابخانه های ترکیه یافته بود. اهمیت سرخسی به عنوان شاگرد کندی و جایگاه وی در شکل گیری فلسفه اسلامی بر اهمیت این کشف در صورت صحت آن می افزود. متاسفانه مرحوم مینوی نتوانست حتی صورت مکتوب سخنرانی خود را برای چاپ به آن مجموعه برساند و ظاهرا حتی به فارسی نیز در آثار آن مرحوم، مطلبی در گزارش از این نسخه نیامده باشد. با این حال تصویری از این نسخه در میان نسخه ای که مینوی گردآوری کرده، موجود است. این نسخه که عنوان آن آداب الملوک و ذوی الالباب معرفی شده توسط فردی به نام یوسف بن عماد در 10 ذی الحجه سال 847/ 30 مارس 1444 کتابت شده است. نکته جالب توجه این کتاب سوای انتساب آن به سرخسی در این نسخه، ارتباط آن با کتاب التاج است. همانگونه که مینوی نیز در بررسی خود از این نسخه دریافته بود، این کتاب عملا مبتنی بر کتاب التاج است. بر اساس برخی نقل قولها که در این کتاب آمده و دانش پژوه متفطن آن شده بود، نشان مي داد كه مؤلف كتاب التاج فردی به نام محمد بن حارث ثعلبی / تغلبي است که دانش پژوه همو را مؤلف التاج معرفی کرده است و گفته که در حدود 247/ 861 به تالیف کتاب خود مشغول بوده و عنوان کتاب او نه التاج که اخلاق الملوک است.
     در سال 1980 گرگور شولر در مقاله ای،  معرفی نسخه از کتابخانه برلین به شماره 2673 با انتساب به علی بن رزین کاتب منتشر کرده است که این  نسخه ای توسط فردی به نام محمد بن خضر بن محمد انصاری در رمضان 630 کتابت شده است. شولر اشاره کرده که در آن نقل قولهایی از کتاب التاج منسوب به جاحظ آمده و این مطالب به نقل از فردی به نام محمد بن حارث ثعلبی است. و بر اساس آن نتیجه گرفته که کتاب التاج که عنوان درست آن اخلاق الملوک می باشد، از تالیفات ثعلبی است.
    روزنتال در بررسی خود از این نسخه، اشاره کرده که نسخه ای که مرحوم مینوی با عنوان تالیفی از سرخسی معرفی کرده همان نسخه ای است که شولر معرفی کرده با این تفاوت که در نسخه برلین کتاب به شخصی به نام ابوالحسن علی بن رزین نسبت داده شده و نسخه اي كهن تر از نسخه شناخته شده توسط مينوي است. آنچه که روزنتال در تحقیق خود درباره این دو نسخه سعی کرده تا پاسخی برای آن بیابد، هویت علی بن رزین و ارتباط آن با سرخسی است كه البته او پاسخ قطعي در اين باب نيافته است.
    ***
    چاپ و نشر متون کلاسیک در باب آداب الملوک یا آیین شهریاری چندی است که وجهه همت جلیل عطیه، محقق لبنانی ساکن در فرانسه قرار گرفته که انتشارات دار الغرب و دار الطلیعه متصدی انتشار آنها شده اند. از جمله آثاری که این محقق تا به حال منتشر کرده، کتابی است به نام آداب الملوک تالیف فردی به نام ابوالحسن علی بن رزین کاتب بر اساس نسخه ای به گمان عطیه منحصر به فرد از این کتاب در کتابخانه برلین. ابن رزین در مقدمه ای کوتاه بر کتاب خود از تالیفات نگاشته شده در باب آداب الملوک سخن گفته و از تطویل و گاه راه یافتن افسانه به این گونه آثار اشاره كرده است. از آثار مختصری که در باب آداب الملوک نگاشته و توجه ابن رزین را بیشتر به خود جلب کرده، دو کتاب به نام کتاب بزرجمهر و آنچه که محمد بن حارث تغلبی بوده است. ابن رزین در اشاره به این دو کتاب می نویسد:
    «و اخصر ما رایناه فی ذلک کتاب بزرجمهر و ما وضعه محمد بن الحارث التغلبی، لانه اخذ جملا من اخلاق الملوک السالفة و اخبارهم المشهورة، المعروفة فجمعها فی کتابه، فاختصرنا هذا المختصر و زدنا فیه بقدر الا انه ذکر من استماله طبایع الملوک و حث علی تبذیر الاموال بما تنبو عنه الاسماع و تنکره القلوب و ما کان ینبغی لمثله رسم ذلک فی کتاب».
    بر اساس این گفته، ابن رزین در تالیف کتاب خود، بر اساس کتاب تغلبی و با حذف برخی مطالب مثل توصیه وی به صرف بی حد و حساب اموال از سوی پادشاه، تحریری مختصر از کتاب او گردآورده است. همانگونه که اشاره شد کتاب تغلبی که ابن رزین آن را تلخیص کرده همان متن مشهور منتشر شده با نام التاج منسوب به جاحظ است که ابن رزین به صراحت از انتساب آن به تغلبی سخن گفته است. این مطالب باعث شده تا جلیل عطیه چاپ دیگر از کتاب التاج ارايه دهد و آن را با عنوان درست آن یعنی اخلاق الملوک و با انتساب درست به محمد بن حارث ثعلبی روانه بازار کند.
     درباره تغلبی اشارات اندکی در منابع آمده است. مسعودی از کتاب وی یعنی اخلاق الملوک به عنوان یکی از منابع خود یاد کرده و اخباری از آن نقل کرده است. بیهقی مؤلف کتاب المحاسن و المساوی نیز هر چند از نام این کتاب یادی نکرده، اما مطالب فراوانی را از آن نقل کرده است. ظاهرا تنها جایی که شرح حال تغلبی آمده است، کتاب الفهرست ابن ندیم باشد که به اختصار از وی چنین یاد کرده است:
    « الثعلبی، اسمه محمد بن الحارث، و کان فی جمله الفتح بن خاقان، وله من الکتب کتاب اخلاق الملوک (الفه للفتح)، کتاب رسائله ، کتاب الروضه».(الفهرست، ص 165)
    جلیل عطیه در چاپ جدید خود از این کتاب از نسخه های چندی بهره برده از جمله نسخه ای از اخلاق الملوك در کتابخانه آیاصوفیا به شماره 2827 در 166 برگ که در آن نام کتاب به درستی کتاب اخلاق الملوک ذکر شده و بعدها کسی عبارت «التاج .... فی امور الریاسة» را بر آن افزوده است،‌ مطلبي كه در تصوير اين كتاب كه مرحوم زكي پاشا در آغاز كتاب التاج آورده به وضوح نمايان است. با توجه به این مطالب دیگر جای تردیدی در این نیست که کتاب التاج اثری از جاحظ نبوده و باید آن را همان کتاب اخلاق الملوک تالیف عالم و ادیب احتمالا ایرانی محمد بن حارث تغلبی / ثعلبی دانست.
    اخلاق الملوك و نگاهي به ساختار آنحركت ترجمه متون عصر ساساني در دوره اسلامي موضوعي است كه تحقيقات چندي در باب آن منتشر شده است كه از ميان آنها بيشك نگاشته هاي مرحوم محمد محمدي ملايري جايگاه ويژه اي دارد. از جمله مقالات آن مرحوم نوشته اي عالمانه در باب كتاب التاج جاحظ و ارتباط آن با كتاب تاج نامه هاي عصر ساساني است. همانگونه كه محمدي اشاره كرده نگارش آثاري با عنوان نصيحة الملوك يا آداب السلطانية كه در عصر نخست عباسي رواج يافت در ادبيات عرب پيشينه اي نداشت و مبناي نگارش چنين آثاري در دوره اسلامي، الگو گرفتن از ترجمه متون عصر ساساني به عربي بود كه درجريان اين ترجمه ها متاثر از اعتقادات اسلامي تغييراتي نيز در آن رخ داده است. كتاب اخلاق الملوك، يكي از معدود متون باقي مانده از عصر ترجمه متون ساساني به عربي است كه در آن حتي ساختار متني كهن كه مترجم مطالبي را از خود بر آن افزوده قابل تشخيص است.  مباحث كتاب اخلاق الملوك را همانگونه كه محمدي اشاره كرده به سه بخش مي توان تقسيم كرد: قوانين و قواعدي كه بخش اصلي كتاب را تشكيل مي دهد و با عبارت هاي چون «من حق الملك كذا و كذا» ، «ليس من اخلاق الملك»، «من قوانين الملك» ، «يجب للملوك»، «من اخلاق الملوك» و يا «من الحق علي الملك» بيان شده است. بخش دوم نمونه ها و شواهدي از دوره ساساني و شيوه اجراي اين قواعد در آن دوره است كه با بيان حكايات و داستان هايي از آن عصر بيان شده است. بخش سوم شواهد و نمونه هايي از عصر اسلامي است كه در آن با بيان حكايات و داستانهايي از عصر اسلامي همان مطالب ذكر شده در داستانهاي عصر ساساني را بيان مي دارد.  اين تقسيم بندي به خوبي نشان مي دهد كه دو بخش اول كتاب با هم مرتبط بوده و اين احتمال را مي توان پذيرفت كه اين دو بخش برگرفته از يك متن ساساني باشد. اين مطلب كه محمد بن حارث تغلبي مترجم و مؤلف كتاب در حقيقت كتاب اخلاق الملوك خود را بر اساس ترجمه متني از عصر ساساني با افزودن مطالبي از خود بر آن (بخش سوم) گردآورده است با شواهد ديگري نيز تاييد مي گردد.
    مؤلف اصلي متن ساساني در آغاز كتاب خود در بيان علت تاليف كتاب خود چنين نوشته است:
    « و بعد فان اكثر كلامنا في هذا القالب انما هو علي من دون الملك الاعظم اذ لم يكن في استطاعتنا ان نصف اخلاقه، بل نعجز عن نهاية‌ ما يجب له لو رمنا شرحها. و ايضا فان من تكلف ذلك بعدنا من الناس باقصي تكلف و اغور ذهن و احد فكر ، فعلعه ان يعتذر بمثل اعتذارنا.
    و ليس لاخلاق الملك الاعظم نهاية تقوم في وهم، و لا يحيط بها فكر، و انت تراها تتزايد مذ اول ملك ملك الدنيا الي هذه الغاية. و من ظن انه يبلغ اقصي هذا المدي فهو عندنا كمن قال بالتشبيه مثلا و بالجسم معارضة» (اخلاق الملوك، ص 35).
    اين عبارات به خوبي نشان مي دهد كه تغلبي متني از عصر ساساني را به عربي ترجمه كرده چرا كه در متون عصر اسلامي از خليفه با القابي چون «ملك الاعظم» ياد نمي شود همانگونه كه تغلبي خود در آغاز كتاب در وصف فتح بن خاقان از وي با عنوان مولي امير المؤمنين ياد كرده و در جايي ديگر تصريح مي كند كه خليفه را بايد با عنوان «خليفة‌ الله» يا «امين الله» و يا «امير المؤمنين» ياد كرد.
    تغلبي خود بعد از ترجمه اين دو بند، در تصريحاتي مي نويسد:«و لعل قائلا يقول اذا رآنا قد حكينا في كتابنا هذا بعض اخلاق الملوك الماضين من آل ساسان و ملوك العرب و قد ناقض واضع هذا الكتاب اذ زعم انه ليس لاخلاق الملك الاعظم نهاية فيظلم في اللفظ و يعتدي في المقال. و اولئك الملوك هم عندنا كالطبقة‌ الوسطي عند النمط الاعلي. انت تجد ذلك عيانا و تشهده عينك بيانا، و علي ان هذه المقالة لا يقولها من نظر في سير من مضي و سير من شاهد و بالله التوفيق».دليل ديگري كه مي توان بر اين ادعا كه تغلبي متني از عصر ساساني را ترجمه كرده و از خود مطالبي بر آن افزوده، ذكر مطالبي است كه منعكس كننده فضاي ديني عصر ساساني است كه هيچ گونه تناسبي با دوره اسلامي ندارد و آن لزوم رعايت برخي شعاير عصر ساساني است. نمونه اي از اين گونه تصريحاتي عبارت زير است:
    «و من حق الملك هدايا المهرجان و النيروز.
    و العلة في ذلك انهما فصلا السنة. فالمهرجان دخول الشتاء و فصل البرد، و النيروز اذن بدخول فصل الحر. الا ان في النيروز احوالا ليست في المهرجان، فمنها استقبال السنة و افتتاح الخراج و تولية العمال و الاستبدال و ضرب الدراهم  الدنانير و تذكية بيوت النيران و صب الماء و تقريب القربان و اشادة البنيان و ما اشبه ذلك».
     

     

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 14 مرداد 1386 ساعت 4:34 بعدازظهر (نظر بدهید)

    شهید ثانی و نظر او درباره دولت صفویه

    شهید ثانی و نظر او درباره دولت صفویه
    ظهور دولت صفویه و تاثیر آن بر مناطق شیعه نشین خارج از قلمرو عثمانی به دلیل در اختیار نبودن منابع کافی به صورت مدلل چندان مورد بحث قرار نگرفته است. اما در این میان، مسئله موضع گیری عالمان شیعه نیز تا حدی با ابهام روبرو است و از جمله این عالمان شهید ثانی (شهادت در 965ق) به دلیل آنکه خود نقش مهمی در تدوین فقه شیعه ایفا کرده و آثار در همان روزگار نیز در ایران رواج داشته، به نحو حیرت آوری اشاره ای به صفویه و اینکه نظرش درباره آنها چیست، ندارد. اهمیت دیگر این مسئله با توجه به موضوع مهاجرت عالمان جبل عامل به ایران در عصر صفویه و نظریه پردازی که در این باب شده، موضوع مقالات چندی بوده است. به مناسبتی مجموعه رسائل شهید ثانی به تصحیح استاد ارجمند جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین رضا مختاری را به قصد مطالعه در دست داشتم. عبارتی در رساله صلاة الجمعة شهید ثانی توجه مرا به خود جلب کرد. به گمانم این عبارت بتواند به خوبی دیدگاه شهید ثانی درباره دولت صفویه را نشان دهد. شهید در بحث از دلائل قائلان به عدم وجوب نماز جمعه ضمن رد آنها به مسئله دشواری های دینی که در سر راه برگزاری نماز جمعه وجود داشته اشاره کرده و با توجه به تغییر اوضاع سیاسی شیعه در روزگار خود استناد به این مسئله را در عدم برگزاری نماز جمعه بی وجه دانسته و می نویسد:
    و ما کان حق هذه الفریضة المعظمة ان یبلغ بها هذا المقدار من التهاون بمجرد هذا العذر الذی یمکن رفعه فی کثیر من بلاد الایمان سیما هذا الزمان....
    آیا این عبارت نوعی پذیرش مشروعیت دولت صفویه و یا حتی اشاره ای به آنها نیست؟

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 14 مرداد 1386 ساعت 1:29 بعدازظهر (نظر بدهید)

    ابن فندق و تلخیص کتاب الافاده ابوطالب هارونی

    ابن فندق و تلخيص کتاب الافاده ابوطالب هارونی
    دشواری تصحیح کتاب و مشکلاتی که در راه هر محققی وجود دارد گاهی به گونه ای است که نمی توان از دست آن خلاصی یافت و شاید نیاز به مشارکت جمعی در تصحیح بسیاری از آثار با توجه به امکاناتی که اینک در اختیار ما قرار دارد، نیاز به تاملی درباب تصحیح کتاب پیش از انتشار آن را جدی کرده باشد. در هر حال نکته ای که در اینجا قصد تذکر آن را دارم، مطلبی است درباره کتاب الافاده فی تاریخ الائمة السادة تالیف عالم و فقیه نامدار زیدی ابوطالب یحیی بن حسین بن هارون بطاحنی مشهور به ابوطالب هارونی (متوفی 424ق) که خوشبختانه متن کتاب او اینک در دو چاپ در اختیار ما قرار دارد هر چند پیش از این اسلام شناس نامدار آقای ویلفرد مادلونگ بخشی هایی از کتاب او را در ضمن اخبار الائمة الزیدیة منتشر کرده بود. نگارنده نیز بر اساس دو نسخه تصحیح مجدد از کار هارونی آماده کرده ام که امیدوارم متن آن به زودی منتشر شود. اما نکته جالبی که در هنگام تصحیح کتاب هارونی توجه مرا به خود جلب کرد، فصلی در کتاب لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب ابوالحسن علی بن زید بیهقی مشهور به ابن فندق (متوفی 565) بود که بسیار جالب توجه است. ابن فندق در بخشی از کتاب خود فصلی با این عنوان آورده است: « فصل فی ذکر السادات الذین خرجوا و تبعهم الناس و ادعوا الامامة و هم ائمة الزیدیة» (ج 1، ص 327-331). بیهقی بعد از پایان بردن مطالب خود می نویسد :
    و لم یکن للزیدیة امام معتبر مذکور فی الکتاب، فهولاء السادات ائمة الزیدیة الذین خرجوا و قاتلوا و الله اعلم.
    مصحح محترم در تذکری بر این مطلب نوشته اند که در نسخه ها ای اساس تصحیح عبارت مذکور فی الکتاب آمده اما شاید درست آن فی الکتب باشد یا اینکه بیهقی در هنگام تالیف کتاب اثری خاص را مد نظر داشته و از آن نقل قول کرده است و البته ناشناخته بودن کتاب الافاده هارونی در هنگامی که آقای رجایی کتاب بیهقی را منتشر کرده اند، علت طبیعی در عدم ذکر کتاب الافاده بوده است. مقایسه و مراجعه به کتاب الافاده هارونی به وضوح نشانگر آن است که بیهقی این فصل کتاب خود را از کتاب الافاده هارونی به صورت تلخیص نقل کرده است. در متنی که آقای رجایی آن را تصحیح کرده در شرح حال المهدی لدین الله نام هوسم به حوشم تصحیف شده است.

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 14 مرداد 1386 ساعت 12:55 بعدازظهر (نظر بدهید)

    یک نکته درباره ابوعبدالرحمان سلمی

    يک نکته درباره ابوعبدالرحمان سلمی
    خوشبختانه در سالیان اخیر مقالات و نوشته های فراوانی درباره ابوعبدالرحمان سلمی (متوفی 412ق) در مجلات مختلف اسلام شناسی از جمله مجله وزین معارف منتشر شده که بیشک کمک فراوانی به شناخت این عارف و صوفی نامدار ایرانی خواهد کرد. اما نکته ای که در اینجا تنها قصد تذکر آن را دارم، خلط میان ابوعبدالرحمان سلمی و ابوعبدالرحمان نیلی از معاصران سلمی است که البته اندکی از او کوچکتر بوده است.
    تاریخ بیهق ابن فندق بیشک یکی از مهمترین آثار تاریخ نگاری محلی است که متاسفانه چاپ جدیدی از آن در سالیان اخیر منتشر نشده است هر چند استاد گرانقدر آقای یوسف الهادی متن آن را به عربی ترجمه کرده اند و تعلیقات مفصلی نیز بر آن افزوده اند که البته برای تصحیح مجدد کتاب مفید خواهد بود. یکی از نکات جالبی که آقای یوسف الهادی در ترجمه خود تا حدی به آن توجه داشته اند، تصحیح برخی خطاهای راه یافته در متن بوده است از جمله نام حسکانی که در دست کم در چاپ حیدر آباد به جنکانی تصحیف شده بود. اما یکی از موارد تصحیف که همچنان در ترجمه آقای یوسف الهادی باقی مانده در شرح حال حاکم جشمی عالم و فقیه و مفسر نامدار  زیدی ساکن در روستای جشم است که در جمله استادان او از شخصی به نام ابوعبدالرحمان سلمی یاد شده است. نکته ای که باعث شک در درستی تصحیح این نام می شود تاریخ وفات سلمی در 412 و تاریخ تولد جشمی در 413 است که بیشک باید نام سلمی تصحیف نام دیگری باشد. خوشبختانه مراجعه به امالی حاکم جشمی یعنی کتاب جلاء الابصار به وضوح دلالت دارد که نام این فرد ابوعبدالرحمان نیلی (متوفی 436) است که نامش بارها در ضمن مشایخ حاکم جشمی آمده است و شرح حال او را عبدالغافر فارسی در ضمن کتاب السیاق آورده است (المنتخب من السیاق، ص 25-26).

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 14 مرداد 1386 ساعت 12:08 بعدازظهر (نظر بدهید)

    rahmati.kateban.com -- powered by kateban.com