rahmati.kateban.com , Notes and articles by Mohammad Kazem Rahmati.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
فهرست آثار

نویسنده

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۶
  • مرداد
  • مهر
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • مرداد
  • شهريور
  • آخرین نوشته ها
  • کتابی تازه در مطالعات شیعه شناسی
  • مسئله نماز جمعه در عصر صفویه و کتابی در خصوص آن
  • احمد بن حسن حر عاملی و کتاب الدر المسلوک
  • حسین بن حمدان خصیبی و کتاب المائده
  • فتوایی درباره یزیدیه
  • البیاض و السواد و نسخه ای کهن از آن
  • حسين بن عبدالصمد حارثي عاملی و نكته تازه درباره او
  • نکاتی درباره عالمی گمنام از عصر شاه طهماسب اول
  • تحولات ديني و اجتماعي ايران در قرون نخستين اسلامي: نگاهي به كتاب جنبش هاي اجتماعي در ايران پس از اسلام
  • آقا جمال خوانساری

  • برای ما بنویسید

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۱۹۰۳ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۷۵


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2007/01/2

    کتابی از ابن شهر آشوب

    کتابی کهن از ابن شهر آشوب
    در هنگام تورق فهرست مختارات من المخطوطات العربیه النادره فی مکتبات الترکیا که رمضان ششن (استانبول 1997) منتشر کرده است به نسخه ای برخوردم که با عنوان کتاب فی اصطلاحات الفنون ذکر شده و گفته شده که نسخه ای از آن در کتابخانه حسین چلپی به شماره 1148 که از آغاز افتادگی  دارد، موجود است و مؤلف آن را ابوجعفر محمد بن علی مشهور به ابن شهرآشوب (متوفی 588) ذکر کرده است. ابن شهرآشوب در پایان نسخه متذکر شده که در تاریخ رجب سال 570 از تألیف کتاب فراغت یافته است. نسخه در 216 برگ است و خوشبختانه تصویری از آن نیز در کتابخانه مرکز احیاء آقای اشکوری در شهر قم موجود است و نام اصلی کتاب اعلام الطرق و الحقائق است که استاد ارجمند آقای حسن انصاری مقاله خوبی در معرفی آن نگاشته اند.
     

    کتابی از ابومسلم اصفهانی؟
    در همان فهرست کتابی با عنوان شرح کتاب فی الکلام از ابومسلم محمد بن علی اصفهانی معتزلی یاد شده که در 224 برگ است و در سال 881 کتابت شده است. بررسی نسخه شاید بتواند ارتباط دقیق آن را با مؤلف که در فهرست نیز به صورت مشکوک از آن یاد شده مشخص کند.

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ چهارشنبه 26 دي 1386 ساعت 9:29 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    کتاب المناقب: اثری کهن از میراث غلات

    كتاب المناقب: اثري كهن از ميراث غلات اشاره:‌ از جريان هاي مهم در ميان شيعيان عراق خاصه شهر كوفه در چند قرن اول هجري،‌ جرياني است كه از آن به دليل برخي باورهاي پيروان آن به غلو ياد مي شود. از آنجا كه اين جريان عموما در ميان توده هاي فرودست شيعيان عراق رواج داشته،‌ ادبيات مكتوب چنداني پديد نياورده و متون اندكي نيز كه برخي از پيروان چنين جرياناتي به رشته تحرير درآورده اند، به دليل عدم استنساخ و حاشيه اي بودن اين گونه متون، در گذر زمان از ميان رفته اند. از ميان قليل متوني كه باقي مانده است،‌ متني به تازگي با عنوان المناقب منتشر شده است. آنچه كه بر اهميت اين متن مي افزايد، در اختيار بودن نسخه اي آن در دست علامه مجلسي بوده كه در تأليف بحار الانوار از اين كتاب مطالبي نقل كرده است. نوشتار حاضر مروري بر اين كتاب و برخي نكات قابل تأمل آن است. السيد الشريف محمد بن علي بن الحسين العلوي، المناقب: ينقل عنه العلامة المجلسي رحمه الله بعنوان كتاب عتيق، تحقيق السيد حسين الموسوي البروجردي (قم: من سلسلة مصادر بحار الانوار،‌دليل ما،‌1386ش/1428). *** در ميان جريان هاي مختلف شيعيان كوفه، جرياني كه از همان زمان به دليل عقايد خاصش به كرات از سوي رهبران جامعه شيعه، جرياني خارج از تشيع اعلام شده بود،‌ شكل گرفت كه به غلو شهرت يافته است. جريان غلو كه بيشتر در ميان بخش هاي فرود دست شيعيان كوفه و بعدها در پي انتقال افكار غلات در مناطق روستاي شامات گسترش يافت، به دليل فقر فكري رهبران آن، ميراث مكتوب چنداني پديد نياورد. با اين حال برخي از پيروان فرهيخته تر اين جريان خاصه بعدها كه تركيبي جديد از افكار غلات توسط حسين بن حمدان خصيبي (متوفي 358) با نام نصيريه در عراق شكل گرفت و در شام گسترش يافت،‌ شاهد پديد آمدن ميراث مكتوبي در ميان غلات هستيم كه از مهمترين آنها كتاب الهداية‌الكبري و چند رساله كوتاه از حسين بن حمدان خصيبي و آثار متعدد شاگرد شاگرد او، ابوسرور ميمون بن قاسم طبراني را مي توان برشمرد. برخي از افكار غلات كه تنها بر شان برتر ائمه نه در حد ربوبيت اما در مرحله اي نازلتر از آن تاكيد داشت، به واسطه گروهي از محدثان امامي مورد پذيرش قرار گرفت و بعدها در جريان تدوين متون متاخرتر نيز برخي از اين احاديث و اخبار مورد توجه قرار گرفت و برخي از عالمان امامي متمايل به جريان غلو چون حسين بن عبدالوهاب نويسنده كتاب عيون المعجزات و فضل الله بن محمود فارسي در دو كتاب صفوة الاخبار و رياض الجنان اين گونه احاديث را در ضمن مجموعه هاي حديثي خود گردآورده و به حفظ آنها كمك كردند. هر چند بايد اشاره كرد كه اين گروه از عالمان بيشتر نماينگر جريان حاشيه اي در تفكر اماميه بوده اند و عدم ذكر نام آنها در طرق روايت و اسناد اجازات به روشني بر حاشيه اي بودن آنها دلالت دارد. از ميان اين متون اندك باقي مانده از غلات، به تازگي در ضمن سلسله آثار كتابخانه علامه مجلسي، كتابي با عنوان المناقب و با انتساب به شخصي به نام شريف محمد بن علي بن حسين علوي منتشر شده است. نسخه اي از اين كتاب در اختيار علامه مجلسي بوده و از آن با عنوان كتاب عتيق مطالبي را نقل كرده است. در مقدمه كتاب مصحح محترم در بيان چگونگي دست يابي خود بر نسخه اي از كتاب به تلاش براي يافتن آثاري كه در اختيار علامه مجلسي بوده و ايشان در تأليف بحار الانوار از آنها بهره برده، سخن گفته است. علامه مجلسي در معرفي برخي از منابع خود از شخصي به نام فضل الله بن محمود فارسي نام برده و از دو كتاب با نام هاي صفوة الاخبار و رياض الجنان مطالبي را در بحار الانوار نقل كرده است. مصحح محترم نيز به بررسي فهرست هاي نسخه هاي خطي به وجود دو نسخه به شماره هاي 847 و 5602 كه با نام صفوة‌ الاخبار در فهرست كتابخانه مرحوم آيت الله مرعشي معرفي شده، برخورده و به قصد تصحيح آنها، به بررسي اين دو نسخه پرداخته است اما با مراجعه به متن نسخه ها مشخص شده كه اين دو نسخه كه يكي از روي ديگري كتابت شده به دليل آنكه كاتب در برگ نخست كتاب را صفوة الاخبار عن الائمة الطهار معرفي كرده، از سوي فهرست نگار به عنوان همان صفوه الاخبار منسوب به فارسي معرفي شده است اما در حقيقت دو نسخه از كتاب الهداية‌الكبري حسين بن حمدان خصيبي است كه البته تصحيح انتقادي اين اثر بسيار ضروري است. با اين حال مصحح محترم به دنبال نسخه هاي خطي كتاب هاي فارسي از وجود نسخه اي با عنوان رياض الجنان در كتابخانه مجلس به شماره 1114 مطلع مي شود و تصويري از آن را تهيه مي كند. ناقص بودن نسخه (افتادگي از آغاز و انتها) مصحح را به ترديد در انتساب كتاب به فارسي و نام آن مي اندازد و آنچه كه اين ترديد را دو چندان مي كند، نقل مطالبي از رياض الجنان در بحار الانوار است كه در نسخه حاضر نشاني از آنها نيست همچنين مطالبي كه افندي در رياض العلماء (ج 4، ص 375) در شرح حال فارسي نقل كرده به طور كامل با مطالب نقل شده در نسخه حاضر تطابق ندارد (التبه اگر افندي نقل به معني نكرده باشد) با اين حال مصحح محترم با ذكر اين دلايل در اينكه نسخه حاضر همان كتاب رياض الجنان باشد، ترديد كرده است. اما همانگونه كه ذكر شد، با احتمال آنكه افندي مطالب خود را از كتاب رياض العلماء‌نقل به معني كرده باشد يا نسخه اي متفاوت از كتاب را در اختيار داشته، ترديد مصحح كمي محل تأمل مي نمايد. نبود برخي مطالب نقل شده در بحار به نقل از كتاب رياض الجنان در نسخه حاضر به دليل ناقص بودن آن نيز دليلي بر نفي انتساب كتاب به فارسي نمي گردد. با اين حال، مصحح محترم به دنببال يافتن مؤلف احتمالي كتاب به بررسي ديگر كتابها پرداخته كه مطالبي از منقولات نسخه حاضر را نقل كرده اند،‌ پرداخته است كه از جمله آنها كتاب شرح زيارة‌ جامعه كبير از شيخ احمد بن زين الدين احسايي (متوفي 1241) از كتابي به نام أنيس السمراء و سمير الجلساء بدون آنكه از مؤلف آن يادي كند، مطالبي را نقل كرده كه مطالب نقل شده در نسخه حاضر نيز آمده است. در كتاب صحيفة‌ الابرار عالم شيخي محمد تقي بن محمد مامقاني تبريزي مشهور به نير (متوفي 1313) نيز مطالب كتاب أنيس السمراء و سمير الجلساء به نقل از شرح زيارت جامعه كبيره نقل شده است. با اين حال مصحح حدسي ديگري نير مطرح كرده و آن اينكه نسخه حاضر متني جز دو كتاب ذكر شده باشد كه تنها اشتراكش با دو كتاب ديگر، نقل مطالب مشترك باشد. احتمال ديگر نيز اين است كه نسخه حاضر كه البته مصحح به نسخه اي ديگر از آن نيز دست يافته، اساسا اثري گلچين شده از امالي شيخ طوسي (ص 47-50، 53-66‌) و برخي متون ديگر بوده باشد و اساسا با كتابي تأليف نويسنده اي روبرو نباشيم. در هر حال آنچه كه مشخص است مؤلف يا گردآورنده كتاب فردي از قرن ششم باشد چرا كه در ضمن مشايخي كه از آنها در كتاب نقل شده، در يكي از سلسله اسناد نام فقيه و عالم امامي ابوعبدالله جعفر بن محمد بن احمد بن محمد بن عباس بن فاخر عبسي دوريستي (زنده در 473؛ ص 140) آمده كه نياي او محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوريستي از فقهاي مشهور اماميه قرن چهارم بوده كه در نقل روايت آثار شيخ صدوق (متوفي 381) نقش مهمي داشته است. آنچه كه مي تواند از ارتباط كتاب يا مؤلف آن با محافل نصيريه عراق و شام حكايت كند و از قضا تنها جايي است كه شخصي به نام محمد بن علي بن حسين علوي كه خود را مؤلف كتاب ذكر كرده، بخش پاياني كتاب (ص 183-191) است كه علوي متذكر شده كه بعد از فراغت از تأليف كتاب، چند برگي در دسترسش قرار گرفته كه در آنها فهرست نام خطبه هاي منسوب به حضرت امير عليه السلام ذكر شده است. نكته جالب توجه نقل وجاده اين بخش به طريق ابوسعيد محمد بن حسين بن صلت است كه گفته به طريق سماع از ابوجعفر محمد بن جعفر مؤدب قمي در مرو سماع كرده است. قمي نيز احتمالا در كوفه فهرست خطبه ها را از عالم نصيريه ابوعبدالله حسين بن حمدان (در متن همدان؟) كه فردي از اهل جنبلاء (اهل جنابله) توصيف شده؛ نقل شده است. فهرست مشتمل بر نام برخي خطبه هاي غالي گونه است كه در محافل غلات كوفه رواج داشته است و متن برخي از آنها نيز در قرون بعدي به واسطه نقل شدن در برخي از متون رسمي اماميه باقي مانده است. پايان بخش كتاب فهارس متعدد كتاب است كه كمك فراواني به خوانندگان كتاب براي يافتن سريعتر مطالب خود خواهد كرد. چند نكته اي درباره تصحيح كتاب و تعليقات مصحح مصحح محترم در تخريج احاديث و معرفي رجال ذكر شده در سلسله اسناد كتاب، كوشش فراواني به خرج داده اند، با اين حال نكات قابل تأملي نيز در كتاب باقي مانده است كه در ادامه به آنها اشاره خواهم كرد. 1) در صفحه 54 حكايتي در مكافات نواصب به نقل از امالي شيخ طوسي نقل شده كه شيخ طوسي نيز آن را كتاب الرد علي ابن كرام آورده است. توضيح نخست درباره راوي ماجرا يعني عثمان بن عفان سجزي (در متن نيز به اهل سجستان بودن او اشاره شده كه دلالت دارد كه لقب وي را بايد سجزي و نه شجري تصحيح كرد) لازم است كه خود از مشايخ ابن كرام بوده اما بعدها از او تبري جسته است و خود يكي از منتقدان جدي ابن كرام بوده است. داستان نقل شده نيز با حال و هواي منطقه سيستان كه ابن كرام در آنجا به دنيا آمده و مي دانيم كه تا مدتها خوارج نفوذ سياسي و فرهنگي قدرتمندي در آنجا داشته اند، باليده است. ظاهرا ابن كرام كه در عقايد همانند حنبليان عراق بوده، همانند حنبليان عراق در مسئله نبردكنندگان با علي عليه السلام خاصه معاويه، درجه اي از حقانيت را قائل بوده و معتقد بوده كه علي عليه السلام و معاويه هر دو خليفه بوده اند و مجاز بودند كه از پيروان خود اطاعت بخواهند (براي تفصيل بحب بنگريبد به: يوسف فان اس، متوني درباره كراميه، ترجمه احمد شفيعيها، مجله معارف، دوره نهم، شماره 1، فروردين – تير 1371، ص 45، 47، 86 كه اين عقيده كراميه را به نقل از تبصرة‌الادله ابومعين نسفي و شرح عيون المسائل حاكم جشمي نقل كرده است). 2) همانگونه كه در چنين متوني متوقع است، بايد در سلسله اسناد روايت با نام راوياني كه به فساد مذهب و يا داشتن عقايد غلو متهم شده اند، برخورد كه در كتاب حاضر نام يكي از مشهورترين رجال غلات عراق يعني جعفر بن محمد بن مالك بن سابور (شابور؟) كوفي بزاز (در متن كتاب المناقبب،‌ ص 53، 60-61 به صورت بزار آمده است)‌ را مي توان نام برد كه نجاشي شرح حال او در فهرست اسماء‌ مصنفي الشيعة خود آورده (ص 122) و اشاره كرده كه فزاري فردي فاسد المذهب و الرواية بوده و تعجب و شگفتي خود را از اينكه ابوعلي محمد بن همام بن سهيل اسكافي (متوفي 336) و ابوغالب زراري از مشايخ برجسته اماميه، چگونه از او نقل حديث كرده اند. البته آنچه كه باعث شده تا اسكافي و زراري به نقل حديث از فزاري عليرغم ضعف او توجه نشان دهند ظاهرا تأليف كتابي با عنوان أخبار الأئمة و مواليدهم عليهم السلام بوده كه طبعا براي اسكافي كه خود كتاب الانوار في تاريخ الأئمة در شرح حال امامان به رشته تحرير درآورده، به عنوان يكي از منابع، مورد استفاده بوده است. ابوغالب زرازي نيز در رساله (ص 150) خود از فزاري ياد كرده و علت توجه خود به او را چنين توضيح داده است:« ... وجعفر بن محمد بن مالك الفزاري البزاز ، وكان كالذي رباني ، لأن جدي محمد بن سليمان حين أخرجني من الكتاب جعلني في البزازين عند ابن عمه ، الحسين بن علي بن مالك ، وكان أحد فقهاء الشيعة وزهادهم . وظهر من بعد موته من زهده مع كثرة ما كان يجري على يده ، أمر عجيب ليس هذا موضع ذكره». اشكال وارد به مصحح محترم در تعليه اي است كه در شرح حال فزاري در صفحه 61، پاورقي 1 آورده اند و به گونه اي فزاري را معرفي كرده اند (محدثا،‌ فقيهآ، اخباريا) كه ذم و قدحي بر او وارد نشده است در حالي كه به وضوح متن نقل شده در صفحه 60-66) از حكايات متداول غلات درباره شان والاي امير مؤمنان بوده است و تذكر توجه عالمان رجالي اماميه به ضعف اين افراد و عدم نقل آنها در متون رسمي مي بايد مورد اشاره قرار مي گرفت كما اينكه علامه مجلسي نيز در بيشتر موارد در ضمن نقل اين گونه روايات به غرابت آنها اشاره كرده است. توصيف فقيه نيز ظاهرا بر اساس گفته ابوغالب زراري باشد كه البته همانگونه كه در نقل آمده مي توان ديد به نظر وصف فقيه درباره پسر عموي فزاري يعني حسين بن علي بن مالك باشد. 3) در صفحه 84 سلسله سند نقل شده احتمالا يا افتادگي دارد يا تصحيفي در آن رخ داده است. توضيح مطلب آنكه ابوعبدالله جعفر بن محمد بن احمد دوريستي كه از معاصران شيخ طوسي و از شاگردان شيخ مفيد و سيد مرتضي علم الهدي بوده، يکي از مهمترين مشايخ حديثيش پدرش محمد بن اتحمد بن عباس دوريستي بوده که او نيز شاگرد شيخ صدوق (متوفي 381) بوده است و نخستين فرد شناخته شده از خاندان دوريستي است كه نام او در سلسله اسناد اجازات و طرق اماميه آمده و احتمالا پدر او از جمله عالمان و روات اماميه نبوده است (براي تفصيل بحث درباره خاندان دوريستي بنگريد به مدخل دوريستي در دانشنامه جهان اسلام، در دست انتشار كه در سايت بنياد دائرة‌ المعارف اسلامي قابل دسترسي است). همچنين با توجه به قرينه دنباله سند كه حدثني ابي قال حدثني سعد بن عبدالله اشعري به احتمال قريب به يقين نام شيخ صدوق در سلسله سنند افتاده و صورت صحيح سلسله سند بايد چنين اصلاح شود: حدثني الشيخ العالم أبوعبدالله عبدالله جعفر بن محمد بن أحمد الدوريستي رضي الله عنه قال حدثي الشيخ الوالد ]قال حدثني الشيخ الصدوق [ قال حدثني أبي .... 4) ماهيت حكايي و داستاني برخي روايات كه به وضوح در ديگر آثار اسلامي نيز مي توان ديد و اساسا در محافل اخباريان (به معني روايان اخبار و حكايت در قرون دوم و سوم) متداول بوده، مورد توجه مصحح محترم قرار نگرفته است. نمونه اي اين حكايت ها، داستاني است كه مؤلف كتاب به وجاده از كتابي تأليف محمد بن زكريا بن دينار غلابي بصري (متوفي 298) نقل كرده است (ص 77-82). اين گونه حكايات ها كه اساسا در مجالس وعظ عمومي نيز در تهييج افكار عوام مورد استفاده بوده،‌ بعدها در ميان صوفيان رواج بيشتري يافته و به دليل تعامل بيشتر آنها با عوام صورت هاي گوناگون و عجيتري نيز به خود گرفته است (براي نمونه بنگريد به كتاب سراج القلوب منسوب به ابومنصور سعيد بن محمد قطان غزنوي كه نمونه اي كامل از اين گونه ادبي است و يا كتاب مقامات ژنده پيل كه مقامه نگاري درباره شيخ احمد جام است). اين گونه حكايت ها در ميان غلات رواج تمامي داشته است و با توجه به ماهيت فكري غلات كه بيشتر در نواحي روستايي پيرواني داشته، طبيعي است كه مقوبليت فراواني نيز داشته باشد. نمونه اي ديگر از اين حكايت ها در صفحه 86-87 آمده كه در ميان محافل غلات كوفه و جرياني كه تا حدي متأثر از جابر بن يزيد جعفي بوده، رواج داشته است (متن مشابهی را کلینی روايت کرده است. الكافي، ج 1، ص 396 و هالم در كتاب الغنوصيه في الاسلام، ص 73-74 بحثي درباره‌ آن آورده است). 5) در ميان عقايد مختلف غلات، تناسخ جايگاه محوري دارد و در حقيقت جهان شناسي غلات بر پايبه تفكر تناسخ بنا شده است و هيج يك از جريان هاي غالي گونه را نمي توان يافت كه از عقيده به تناسخ بري بوده باشد. در متن حاضر نيز روايات فراواني در اين باب آمده است. مؤلف رساله حاضر كه احتمالا ربطي با محافل نصيري داشته باشد، چر كه همانند آنها در ترسيم جايگاه مخالفان سنت فكريش از آموزه تناسخ بهره گرفته و از سرانجام درد آلود تبديل مخالفان خود را به حيوانات سخن گفته است كه در متون نصيري اين مفهوم فراوان تكرار شده است. جالب توجه مفهوم داستان پردازي و بهره گيري از قوه خيال در خلق داستان هاي در مسخ مخالفان خود است كه در متن حاضر نيز نمونه هايي از اين گونه حكايت ها نقل شده است (ص 89-91). با این حال اثر حاضر به دلیل آنکه متنی باقی مانده از میراث غلات عراق می باشد که یا توسط فردی غالی تدوین شده یا تألیف شده است، برای پژوهشگران حوزه تاریخ تشیع اهمیت فراوانی دارد. همچنین این اثر می تواند ما را در شناخت نحوه برخورد و تعامل علامه مجلسی با میراث کهن تشیع و نحوه گزینش مطالب حتی از متونی که صبغه غلو دارند، آشنا کند و درک بهتری از تعامل علامه مجلسی با سنت غلات و اساسا سنت مکتوب کهن امامیه پیش از او داشته باشیم.

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ دوشنبه 24 دي 1386 ساعت 9:48 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    نگاهي به كتاب راد شبهات الكفار

    نگاهي به كتاب راد شبهات الكفار

    اشاره: يكي از دشواري هاي جدي جامعه فرهنگي ما دست يابي به آثار منتشر شده است و گاه به دليل نحوه توزيع، اثري با اهميت نه تنها در دسترس علاقه مندان به آن قرار نمي گيرد بلكه حتي بخت و اقبال معرفي در نشريات متعدد كتابشناسي نيز پيدا نمي كند. از جمله اين آثار،‌ كتاب بسيار با ارزش راد شبهات الكفار تأليف فقيه برجسته دوره فتحعلي شاه قاجار،‌ آقا محمد علي بن وحيد بهبهاني (متوفي 1216ق) است كه بيشتر به دليل چاپ كتاب خيراتيه او در ساليان اخير و مواضعش در قبال تصوف شهرت دارد. با اين حال در كنار آثار فراوان باقي مانده از اين عالم برجسته عصر قاجار، كتاب راد شبهات الكفار او سالها قبل به كوشش محقق ارجمند جناب آقاي سيد مهدي رجائي (قم،‌ انتشارات انصاريان 1413ق) منتشر شده است. متاسفانه اين اثر عليرغم ارزش و اعتبار علمي كه دارد، مورد توجه قرار نگرفته و نگارنده به مطلبي كه نشريات حوزه كتابشناسي درباره اين كتاب آورده باشند، برخورد نكرده است.
    به تازگي در شماره هاي اخير مجله مطالعات ايراني (Studia Iranica) مقاله اي از استادان ارجمند خانم زابينه اشميتكه و رضا پورجوادي در گزارش از منابع كتاب راد شبهات الكفار منتشر شده است كه نوشتار حاضر گزارشي از آن مقاله است و اميد دارم كه در فرصتي تحرير كامل ترجمه آن مقاله را به انجام برسانم. آنچه كه باعث شده است تا اين كتاب مورد توجه اشميتكه و پورجوادي قرار گيرد، ارتباط كتاب راد شبهات الكفار با اثر مورد بررسي اين دو محقق يعني كتاب تنقيح الابحاث ابن كمونه است كه به تازگي، تك نگاري درباره آن توسط دو محقق ارجمند خانم زابینه اشميتكه و آقاي رضا پورجوادي منتشر شده است.
    محمد علي بن وحيد بهبهاني،‌ راد شبهات الكفار، تحقيق سيد مهدي رجائي (قم، انتشارات انصاريان، 1413ق).
    ***
    برخلاف يهوديان،‌ فعاليت هاي تبشيري مسيحيان از اواخر قرن دهم هجري / شانزدهم ميلادي توجه جدي عالمان ايراني را برانگيخت. از دوران شاه عباس اول كه به دلايل سياسي برابر برقراري موازنه با عثماني، روابط گرمي با دربار هاي اروپائي بر قرار كرد،‌ گروه هاي تبشيري كاتوليك و فرقه هاي تبشيري (چون كاپوچين ها از 1602، آگوستيني ها از 1603 و كارمليت ها از 1607) به نحو جده اي در ايران به فعاليت پرداختند. حضور گروه هاي تبشيري مسيحي حساسيت جدي عالمان ايراني را برانگيخت و به خلق آثار جدلي متعددي براي مقابله با جريان پرشتاب تبشيري مبدل شد. بيشك رسيدن كتاب آينه حق نما به ابران تأليف جروم خاويه (پادري جيزو نمو شاوير 1549-1617) كه نخست به زبان پرتقالي تاليف شده بود و بعدها به فارسي ترجمه شده بود،‌ جرقه اي براي به راه افتادن نگارش آثاري را باعث شده بود. خاوير كتاب آينه حق نما را در 16019 به امپراتور مغولان هند، جهانگير بن اكبر (حكومت 1014 – 1037 / 1605-1627) تقديم كرده بود. فيلسوف و فقيه برجسته ايراني عصر صفويه سيد احمد علوي (متوفي ميان 1054 / 1644 و 1060 / 1650) خلاصله اي از كتاب آينه حق نما به دستش رسيده بود و در نقد آن كتابي به نام مصقل صفا در تجليه و تصفيه آينه حق نما در 1032 / 1623 به رشته تحرير در آورده بود. همانگونه كه علوي خود در مقدمه كتاب مصقل صفا خبر داده، او پيش از تأليف كتاب مصقل صفا، رديه با عنوان لوامع رباني در 1030/ 1622 در رد كتابي از پيتر دلاواله (1586-1652) در 1031/1621 نگاشته بود و كتاب ديگر به نام صوائق الرحمان در رد يهوديان نگاشته بود كه ظاهرا نسخه اي از اين كتاب موجود نباشد.
    سيد احمد علوي نسخه هاي از كتاب مصقل صفا را به كارمليت هاي ساكن در اصفهان داده بود كه آنها آن را براي نگاشتن جوابيه اي به واتيكان فرستاده بودند. رسيدن كتاب به واتيكان باعث نگارش آثاري در پاسخ به كتاب علوي شد كه از جمله آنها مي توان به جوابيه فليپ گوادنلي (پادري فليپ) (حدود 1596-1656)، راهب فرانسيسكن پونا ونچر مالوازيا (متوفي حدود 1635) و راهب ژوزئيت امه ژزور (1604-1664) كه در 1656 جوابيه اي خود را تأليف كرده بود، نام برد. نسخه اي از كتاب مصقل صفا در تملك و اختيار راهب فرانسيسكن دومينكوس جرمانوس دوسلزي (1588-1670) و راهب كاپوچين گابريل پاريسي (متوفي 1641) نيز بوده است. يكي از اين رديه ها نيز به دست علوي رسيده بود كه از مؤلف آن به پادري ميملاد ياد كرده و گمان كرده كه او همان مؤلف كتاب آينه حق نما است و علوي رديه اي بر آن نگاشته است. با اين حال از ميان رديه هاي مختلف بر كتاب علوي، جوابيه فليپ گوادنلي در ايران شناخته شده بود و آن نيز به واسطه اثر سيف المؤمنين في قتال المشركين علي قلي جديد الاسلام بوده است. علي قلي خود يكي از تازه كيشان مسلمان بود كه هويت او چندان روشن نيست. او در نگاشته هاي بر جامانده اش ادعا دارد كه پيش از اسلام آوردن، راهبي عالي مقام بوده كه در پي درك حقانيت اسلام و پس از جستجو در طلب حقيقت اسلام آورده است. شواهد ديگر دلالت بر اين دارد كه او راهبي از فرقه آگوستين و فردي پرتقالي بوده كه نامش آنتونيو بوده است و در اصفهان و به سال 1108/1696 اسلام آورده است. علي قلي در حوزه آثار جدلي، تأليفات چندي نگاشته كه از جمله‌ آنها كتاب هدايه الضالين (يا المضلين) و تقويه المؤمنين كه به نوشته خودش نخست آن را به زبان فرنگي تأليف كرده و بعد آن را به فارسي برگردانده بود و آن را به شاه سلطان حسين صفوي (حكومت 1105-1135/1694-1722) تقديم كرده بود و اثري مفصل و در چهار مجلد بوده؛ كتابي جدلي بر ضد صوفيه به نام رد جماعت صوفيان (رد عقايد صوفيان)؛ اثبات النبوه كه علي قلي از آن در ضمن كتاب هدايه الضالين ياد كرده، نام برد كه از كتاب اخير ته به حال نسخه اي شناخته نشده است و ظاهرا جزء‌ آثار از بين رفته اوست يا شايد عنوان ديگري از كتاب رد بر يهود باشد كه اثري جدلي در نقد عقايد يهوديان است كه در يك نسخه خطي باقي مانده است. علي قلي رساله کوتاه دیگری نیز به نام فوائد ازدواج تألیف کرده است. همین گونه در نیمه دوم قرن یازدهم هجری / هفدهم میلادی عالم و فقیه امامی ظهیرالدین بن ملا مراد تفرشی ردیه ای به عربی بر دو اثر گابریل پاریسی به نام نصره الحق و اثری فارسی به نام رساله در رد بر نصاری تالیف کرده است.
    موج جدید جریان تبشیری مبلغان کاتولیک در نیمه نخست قرن نوزدهم میلادی را راهب کاتولیک فرانسوی ایوگن بور (1809-1878) که خود ازجمله خاورشناسان بود، در 1841 با بنیان گذاری جمعیت تبشیری لازاریان در ایران بنا نهاد. در همان زمان، گروهی از مبلغان پروتستان نیز به ایران آمدند که از جمله مشهورترین آنها باید از هنری مارتین مبلغ انگلیسی (1781-1812) که مدت کوتاهی اما پر فعالیتی را در ایران به سر برده، یاد کرد. او که کمتر از یک سال (1811-1812) در شیراز اقامت گزیده بود، به نحو جدی به انجام فعالیت های تبشیری پرداخت. همچنین باید از دیگر راهب پروتستان کارل گوتلیب فاندر (1805-1865) آلمانی یاد کرد که دو بار از ایران (بار نخست از مارس تا سپتامبر 1831) و بار دیگر در 1837 در راه عزیمت به هند) دیدار کرده بود، اشاره کرد که اثر مشهوری به نام میزان الحق نگاشته بود که شهرت فراوانی در سراسر قلمرو اسلامی از هند تا عثمانی یافته بود. او که از تألیف کتاب میزان الحق در مه 1829 به زبان آلمانی فراغت یافته بود بعدها تحریر مفصلتری از آن تألیف کرده بود که به زبان های ارمنی، ترکی، فارسی و عربی ترجمه شده بود. آثار متعددی که در نقد این کتاب در ایران تألیف شده بود، به خوبی اهمیت و رواج این کتاب را در ایران نشان می دهد. معاصر جوانتر فاندر و هنری مارتین، مبلغ انگلیسی ویلیام سنت کلیر تیسدال (1859-1928) نیز کتابی به فارسی و به نام ینابیع الاسلام تألیف کرد که چند ردیه در جواب آن نگاشته شده است.
    ***
    بسیاری از ردیه های که بر آثار مبلغان مسیحی در قرن هجدهم و نوزدهم تألیف شده است، در پی درخواست فتح علی شاه (حکومت 1212-1250ش/ 1797-1834) بوده است. از جمله آنها می باید به کتاب راد شبهات الکفار نگاشته آقا محمد علی بهبهانی کرمانشاهی (1144-1216/1732-1801) یاد کرد که در 1215/1800-1801 و در زمان کهنسالی بهبهانی تألیف شده بود. محمد علی بهبهانی، فرزند عالم مشهور اصولی وحید بهبهانی (1118-1207/1706-1792) بیشتر به دلیل فعالیت هایی که بر ضد صوفیان انجام داده، شناخته شده است و مخالفان وی از او به دلیل صدور دستور قتل معصوم علی شاه که از رهبران طریقت نعمت اللهی بوده، به صوفی کش یاد کرده اند. بهبهانی همچنین در کتاب جدلی مشهور خود در رد بر صوفیان به نام خیراتیه در ابطال طریقت صوفیه به نقد و رد عقاید صوفیان پرداخته است. وی همچنین در این کتاب خود به نقد برخی آثار شاعران صوفی نیز پرداخته است.
    کتاب راد شبهات الکفار که موضوع بحث نوشتار حاضر است، بعد از مقدمه ای مفصل (ص 3-24) در سه بخش با عنوان بحث تدوین شده که هر بحث مشتمل بر اجزائی به نام نور است. فصل نخست (ص 24-52) به بحث از یهود اختصاص یافته است (بحث اول در ذکر یهودیان و شکوک و ابحاث مورد بر آن) است و مشتمل بر شش نور است که پایان بخش آن فائده ای است. فصل دوم (ص 53-89) به مسیحیت اختصاص یافته است (بحث دوم در بیان ملت نصاری) و مشتمل بر هشت نور است. فصل سوم و مفصلترین بخش کتاب (ص 90-191) به بحث از اسلام اختصاص یافته است (بحث سوم در ذکر ملت اسلام) و مشتمل بر ده نور است. دو خاتمه مفصل، پایان بخش کتاب است. نخستین خاتمه (ص 191-209) در ده سهم و به بحث از یهودیان پرداخته (در ذکر بعضی از مطائن و ابحاث وارده بر طائفه یهودیان ) و خاتمه دوم (ص 210-279) با وجودی که عنوان آن ذکر مختصری از اصول خمسه دین نام دارد، منحصرا به بحث از مسییحت پرداخته و با بحث از اصول پنج گانه اعتقادی توحید، عدل، نبوت، امامت، و معاد پرداخته است. کتاب با ذکر قصیده ای بلند (ص 279-284) پایان یافته است.
    بهبهانی در مقدمه کتاب، شرایطی که به تألیف کتاب منجر شده به همراه خط سیری از محتوی کتاب بازگو کرده است. او در این مقدمه بیان می دارد که او به تفصیل به بحث از سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام (در لطائف ابحاث ملل ثلاث) سخن خواهد گفت و مطالب خود را در قالب یک مقدمات و سه بحث و خاتمه ای بیان خواهد کرد. اینکه او در آغاز کتاب از نگارش یک خاتمه سخن گفته اما در انتهای کتاب دو خاتمه ذکر کرده، نشان می دهد که او بعدها و در جریان تألیف کتاب، به فکر افزودن خاتمه ای دیگر افتاده است. در ضمن بخش دوم مقدمه که او آن را با عبارت اما بعد آغاز کرده، بهبهانی به بحث های کلی در باب نبوت و معجزات پرداخته است. او مقدمه را با بیان اینکه در ادامه به بحث از یهودیان، مسیحیان و مسلمانان خواهد پرداخت، پایان داده و نام کتاب را به صورت راد شبهات کفار در ذکر ابحاث ملل ثلاث یاد کرده است. عبارت ابحاث ملل ثلاث که در آغاز کتاب و در نام تفصیلی کتاب ذکر شده، در حقیقت بخشی از نام کتاب مشهور عالم یهودی عزالدوله ابن کمونه (متوفی 683/1284 یا 684/1285) به نام تنقیح الابحاث للملل الثلاث است. با وجودی که بهبهانی در هیچ جای کتاب خود ذکری از نام ابن کمونه و یا تصریحی به اسم کتاب او در تألیف اثر خود نکرده، مقایسه دقیق کتاب راد شبهات الکفار با تنقیح الابحاث نشانگر آن است که وی کاملا متأثر از کتاب ابن کمونه بوده و علاوه بر آنکه از حیث ساختار، اثری کاملا شبیه کتاب ابن کمونه است. در تألیف مقدمه و فصول سه گانه راد شبهات، عبارت های فراوانی از کتاب ابن کمونه را به صورت ترجمه در ضمن کتاب خود آورده است.
    به عبارت دقیقتر به جز حذف چند عبارت کوتاه، مقدمه کتاب راد شبهات الکفار در حقیقت ترجمه فصل نخست کتاب ابن کمونه با عنوان فی بیان حقیقه النبوة و اقسامها و اثبات وجودها و منافعها و فی ذکر امور تتعلق بها با اضافاتی اندک از سوی بهبهانی است. به جز چند استناد، نظم متن ترجمه شده همان ترتیب آمده در کتاب تنقیح الابحاث ابن کمونه است. فصل نخست کتاب راد شبهات که به بحث از یهود می پردازد، اساسا ترجمه بخش اعظمی از فصل دوم کتاب تنقیح الابحاث ابن کمونه است که در آن ابن کمونه به اختصار از دلایل نبوت موسی به نقل از یهودیان پرداخته است و عبارتی را که ابن کمونه در آن به صراحت در آن از افحام الیهود ساموئل مغربی (متوفی 570/1175) نام برده و عبارتی را از او نقل کرده، آورده است. بهبهانی تغییری در ترتیب مطالب نقل کرده تنقیح از ابن کمونه نداده و تنها تفاوت در این است که وی متن را به بخش های با عنوان نور تقسیم کرده است که این مطلب درباره دو فصل دیگر نیز صادق است. بهبهانی تنها با افزودن مطالب اندکی به نقل از قاموس اللغه محمد بن یعقوب فیروزآبادی (متوفی 817/1415) (ص 25، سطرهای 4-7) و عبارتی از کتاب جاماسب نامه (ص 26، سطر 4 تا ص 27 سطر 8) اکتفا کرده است. در پایان بخش (ص 50-52) او فائده ای بر
    متن افزوده که در آن فهرست کتابهای تورات آمده است. او منبع خود را در نقل این فهرست بیان نکرده اما از آنجا که تمام عبارت فائده به عربی است کاملا محتمل است که او این مطالب را از اثری عربی اخذ کرده است. فصل دوم به بحث از مسیحیت اختصاص یافته است که آن نیز با تغییرات اندکی در دو بخش اول و بخشی از جزء هشتم، ترجمه فصل سوم کتاب تنقیح ابن کمونه در بحث از عقیده مسیحیان در باب عیسی مسیح البته با تغییرات اندکی در متن است.
    فصل سوم با وجود حذف های فراوانی باز مبتنی بر کتاب ابن کمونه و بحث او درباره اسلام است هر چند به نحو طبیعی بهبهانی در بحث از اسلام با توجه به تبحرش نیاز چندانی در تکیه بر کتاب ابن کمونه نداشته و در بحث های متعدد خود (نور های 1، 2، 5، 7، 8، 10) از منابع دیگری جز کتاب ابن کمونه استفاده کرده است و حتی در مواردی که به ذکر ترجمه عبارت هایی از ابن کمونه پرداخته، مطالب فراوانی از خود بر آن افزوده است.
    خاتمه نخست که به ده سهم تقسیم شده است، عنوان خاتمه در ذکر بعضی از مطائن و ابحاث وارده بر طائفه یهود عنود نام دارد. تمام این بخش ترجمه ای است منتخب از کتاب افحام الیهود ساموئل مغربی با اضافاتی اندک از سوی بهبهانی. به جز استثنائاتی چند، ترتیب ذکر مطالب نیز همان ترتیب و نظم کتاب افحام الیهود است و تغییری در نظم آن داده نشده است. همانند عدم اشاره بهبهانی به کتاب تنقیح الابحاث، در این بخش نیز او اشاره ای به اینکه مطالب خود را به نقل از کتاب افحام الیهود آورده، ندارد. دو ارجاع صریح بهبهانی به کتاب افحام الیهود ساموئل مغربی در فصول یهودیت (ص 33) و اسلام (ص 179) همان عبارت هایی است که ابن کمونه در تنقیح الابحاث آورده و به صراحت آنها را به نقل از ساموئل بیان کرده است (صاحب الافهام).
    ***
    نسخه های اندکی از کتاب تنقیح الابحاث و افهام الهیود در ایران باقی مانده و یا اطلاعی از آنها در دست است که مورد استفاده عالمان ایرانی بوده و یا استنساخی از آنها را انجام داده اند. همچنین نکته دیگر جالب توجه تفاوتن تحریرهای متداول از این دو کتاب در غرب جهان اسلام است که از تحریرها و نسخه های دیگر مناطق متفاوت بوده اند. می توانیم تحریرهای این دو متن را که در اختیار بهبهانی بوده و حتی احتمالا نسخه ای را که او استفاده کرده، شناسایی کنیم. تمام نسخه های موجود از دو کتاب تنقیح و افهام موجود در ایران مبتنی بر نسخه ای است مشتمل بر مجموعه ای از آثار که قطب الدین شیرازی در 685/1286 در قونیه کتابت کرده است (نسخه موجود در مرعشی 12868). این مجموعه علاوه بر آثار دیگر، مشتمل بر کتاب تنقیح الابحاث و افهام الیهود ساموئل مغربی است. استنساخی ناقص نیز به قلم شاگرد قطب الدین شیرازی یعنی تاج الدین کرمانی در کتابخانه فاتح 3141 نیز در دست است. گرچه تاج الدین به صراحت از اینکه چه نسخه ای را در اختیار داشته، سخنی نگفته، شواهد فراوانی در نسخه استنساخ شده او موجود است که بر اساس آنها می توان دریافت که او نسخه استاد خود را رونویسی کرده است. به جز دو عنوان ، تمام آثاری که در نسخه فاتح 3141 موجود است، همچنین بخشهایی از دیگر نسخه کتاب که در کتابخانه مجلس 593 موجود است عمدتا استنساخی ناتمام از مجموعه قطب الدین شیرازی است و در 1060/1650 کتابت شده است. متن تنقیح الابحاث که در این دو مجموعه خطی موجود است از دیگر تحریرهای این متن متفاوت است و حاوی اضافات فراوانی و تغییرات فراوانی در متن است. مجموعه 3141 فاتح، فاقد استنساخی از کتاب افهام الیهود است اما کاملا محتمل است که در اصلی که نسخه از آن رونویسی شده، این اثر نیز موجود بوده باشد. بهبهانی در نقل ترجمه عبارت هایی از کتاب تنقیح از همان تحریر موجود در نسخه های مرعشی 12868، مجلس 593 و فاتح 3141 استفاده کرده است. تفاوت داشتن این تحریر از کتاب تنقیح الابثحاب در عبارت های ترجمه شده نیز بازتاب یافته است.
    اما درباره تحریر کتاب افحام الیهود که بهبهانی در اختیار داشته است. می دانیم که ساموئل دو تحریر از کتاب خود تدوین کرده است. تحریر اولیه که در 558/1163 تألیف شده و به نحو گسترده ای تنها در نواحی شرقی جهان اسلام رواج داشته و تحریری تفصیلی تر که احتمالا در 562/1167 تدوین شده و بیشتر در نواحی غربی جهان اسلام (بر اساس نسخه هایی از آن که در قاهره، دمشق باقی مانده) رواج داشته است. تحریر اولیه کتاب افهام الیهود بخشی از نسخه اساس مجموعه قطب الدین شیرازی بوده و تمام نسخه های موجود این کتاب از این تحریر، مبتنی بر نسخه کتابت شده در مجموعه شیرازی بوده است. مقایسه میان ترجمه های بهبهانی از کتاب افحام الیهود با تحریر اولیه آن به خوبی نشانگر آن است که او از تحریر اولیه کتاب استفاده کرده است.
    همچنین شواهد دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد نسخه اساس مجموعه قطب الدین شیرازی و یا نسخه مجموعه کتابخانه مجلس 593 مورد استفاده بهبهانی بوده است. سوای عبارتی که بهبهانی به نقل از تنقیح الابحاث نقل کرده که در آن به نام مغربی اشاره شده، بهبهانی افزوده که مغربی از تألیف کتاب افحام الیهود در جمعه نهم ذو الحجه 558 فراغت یافته است.
    این اطلاع که در کتاب تنقیح الابحاث ابن کمونه نیامده، در صفحه عنوان پیش از متن نسخه هایی خطی افحام الیهود که در کتابخانه مرعشی 12868، برگ 130الف و مجلس 593 صفحه 178 آمده است (افحام الیهود من امالی الساموئل بن یحیی بن عباس المغربی فی یوم الجمعه تاسع ذی الحجه سنه ثمان و خمسین و خمس مائه). از آنجایی که در دیگر نسخه های موجود افحام الیهود چنین اطلاعی نیامده،  و شباهت عبارت بهبهانی با عبارت درج شده، در این نسخه ها، این را کاملا محتمل می کند که بهبهانی به یکی از این دو مجموعه نسخه خطی دسترسی داشته است. اختلاف موجود میان نسخه مرعشی 12686 و مجلس 593 با نسخه مجلس 4547 که استنساخی از کتاب افحام بر اساس مجموعه قطب الدین شیرازی است، موید این گمان است که این نسخه مورد استفاده بهبهانی نبوده است و بهبهانی از یکی از دو نسخه مرعشی و مجلس 593 استفاده کرده است.
     

     

    منابع مورد استفاده بهبهانی در بحث از مسیحیت
    بهبهانی در سراسر کتاب راد شبهات الکفار از آثار دیگری نیز استفاده کرده است. در حالی که تنقیح الابحاث ابن کمونه تنها منبع مورد استفاده در مقدمه است، او در بخش مربوط به یهود علاوه بر تنقیح، از کتاب قاموس اللغه فیروزآبادی که از آن دو عبارت کوتاه نقل کرده و کتاب جاماسب نامه نیز بهره برده است. دو بخش نخست باب مسیحیت نیز بر اساس تنقیح الابحاث است اما در هشت بخش دیگر مسیحیت مطالب کمتری از تنقیح الابحاث نقل کرده است. استفاده از کتاب تنقیح الابحاث در بخش اسلام به مراتب کمتر شده است. نخستین منبع دیگری که در بحث از مسیحیت سوای تنقیح الابحاث مورد استفاده بهبهانی بوده، کتاب حواری نامه است که شرحی درباره حیات رسولان است و با عنوان های دیگری چون داستان احوال حواریان و وقایع حواریان دوازده گانه نیز شناخته می شود، بوده است که نقل قولهای فراوانی از آن در راد شبهات الکفار آمده است. متن کتاب حواری نامه که ما بین سالهای 1602 و 1607 توسط راهب ژوزئیت جروم خاویه (خاویر/ گزاویه) به درخواست امپراتور مغول اکبر (حکومت 963-1014/1556-1605) تألیف شده و به جانشین او جهانگیر تقدیم شده است. خاویر کتاب را نخست به زبان پرتقالی تألیف کرده بوده و بعدها آن را به کمک فردی به نام عبد الستار بن قاسم لاهوری به فارسی برگردانده بود. بهبهانی در بخش دوم بحث از مسیحیت به کتاب حواری نامه اشاره کرده و نقل قولهای فراوانی از آن در بخش هشتم باب مسیحیت آورده و در آغاز به اخذ مطالب خود از کتاب حواری نامه تصریح کرده است. به دیگر سخن، به جز عبارتی کوتاه از این بخش که در واقع ترجمه ای از تنقیح الابحاث ابن کمونه است، تمام بخش هشتم نقل قول یا تلخیص عبارتهایی از کتاب حواری نامه است. در پایان این بخش بهبهانی می نویسد که به علت کمی وقت تنها به ذکر احوال همین حواریان اکتفا کرده است.
    منبع دیگر بهبهانی در بخش مسیحیت کتاب لوامع ربانی سید احمد علوی است. بهبهانی در بخش سوم فصلی که به اسلام اختصاص داده، کاملا بر این منبع متکی بوده و این کتاب تنها منبع دو بخش هفتم وهشتم بوده است. برخلاف کتاب حواری نامه که بهبهانی به نام آن تصریح کرده، او هیچ اشاره ای به بهره گیری خود از کتاب لوامع ربانی نکرده و این بخش از کتاب خود را با ذکر نامشخصی به مبلغی مسیحی (بعضی از فضلاء فرنگیان و قسیسان یعنی کشیشان و پادریان یعنی علماء ترسایان) آغاز کرده است. در سراسر بخش، بهبهانی عبارت های فراوانی را به نقل از این رساله مبلغ مسیحی (قول مسیحی بعد از دیباچه) و پاسخ هایی به آن (و ردش این است) آورده که خواننده ای که آشنایی با کتاب علوی ندارد، گمان می برد که این عبارت ها از آن خود بهبهانی است. سبک و سیاق عبارت های بهبهانی به گونه ای است که خواننده این گمان را می کند که او در حال رد کردن اثری از معاصران خود است و این به دلیل آن است که بهبهانی در ضمن نقل قولهایی از کتاب لوامع ربانی علوی، تغییراتی در لحن و سیاق عبارات های او داده است. به عنوان مثال مولف لوامع در اشاره به مخالف مسیحی خود، لفظ شما را به کار برده است و بهبهانی آن را به لفظ آنها تغییر داده است. علوی دو بند از سخنان خود، با عبارت یا معشر النصاری آغاز کرده، در حالی که بهبهانی این عبارت را حذف کرده است و موردی نیز وجود دارد که بهبهانی عبارت علوی را بسط بیشتری داده است.
    همان گونه که گفته شد، بهبهانی کتاب خود را با دو خاتمه پایان داده است. او در خاتمه دوم که پنج بخش دارد، تماما به رد مسییحت پرداخته است (ص 210-279). در این بخش نیز ظاهرا چنین به نظر می آید که او از منابع متعددی بهره گرفته در حالی که تمام مطالب این بخش برگرفته از کتاب هدایه الضالین (یا المضلین) و تقویه المومنین علی قلی جدید السلام است که بهبهانی مطالب خود را از مجلد سوم کتاب هدایه الضالین اخذ کرده است. با این حال همانند بخش قبلی، سبک و سیاق نقل قولها بهبهانی در این بخش به گونه ای است که نقل قول بودن عبارات را نشان نمی دهد و خواننده باز به این گمان می افتد که مطالب از آن خود بهبهانی است. با این حال اهمیت این نقل قولها در این است که بهبهانی از بخش غیر موجود هدایه الضالین بهره گرفته است.
     

     

     

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ دوشنبه 17 دي 1386 ساعت 2:39 بعدازظهر (نظر بدهید)

    مطالعات اسلامي در فلسطين اشغالي:

    مطالعات اسلامي در فلسطين اشغالي:
     بررسي كتابشناختی*
    چکيده: مطالعات اسلام شناسي و روند تكوين جریان اسلام شناسی در قرن بیستم، خود در حال حاضر یکی از موضوعات جالب و جذاب برای تحقیق است. نگاه متفاوت خاورشناسان که ریشه در تفاوت روش شناختی آنها در قیاس با مسلمانان دارد، غالبا به عنوان یکی از مهمترین دلایل تفاوت مطالعات ذکر شده است. اما نکته شگفت انگیری که در بررسی تحقیقات اسلام شناسی برای هر فرد آشنا با این تحقیقات به وضوح خود را عیان می کند، توجه جدی محققان فلسطین اشغالی به مسائل جهان اسلام است و شگفت تر، ضرب آهنگ پرشتاب تنوع و گسترش مطالعات در فلسطین اشغالی خاصه در سه دهه اخیر است. فهرست حاضر در حقیقت تلاشی اولیه جهت تدوین و گردآوری اطلاعات ناظر به جریان اسلام شناسی در فلسطین اشغالی است و نگارنده اذعان دارد که به دلیل محدودیت های فراوان در به دست آوردن اطلاعات لازم جهت چنین کاری، نه توانسته است فهرستی کامل از مطالعات اسلامی در فلسطین اشغالی ارایه دهد. همچنین فهرست حاضر تنها به ارایه گزارش کتابشناسانه از تحقیقات دانشگاه عبری که در حقیقت مهمترین مرکز اسلام شناسی در فلسطین اشغالی است، محدود شده است.
    کلید واژه: مطالعات اسلامی، فلسطین اشغالی، وایزمن، دانشگاه عبری، ایولن، قسطر.
    ***
    تحولات رخ داده در اواخر عصر عثمانی و تلاش برای تاسیس دولت یهودی در فلسطین، بدون شک با فعالیت های حیم وایزمن به دور جدیدی وارد شد. ناکامی وایزمن در متقاعد کردن سلطان عثمانی برای موافقت با خواسته وی در تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، با تسلط انگلستان بر فلسطین وارد دور جدیدی شد. همدلی لرد آرتور بالفور با تلاش های حیم وایزمن و صدور اعلامیه معروف وی در حمایت از تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، دور جدیدی از حیات یهودیان را در قرن نوزدهم رقم زد. در کنار تلاش های سیاسی یهودیان برای تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، تلاش های نیز برای تشکیل دانشگاهی در فلسطین از سوی وایزمن و دوستانش در جریان بود. اندیشه تشکیل دانشگاهی در بیت المقدس، به پیش از تشکیل دولت یهودی در آنجا باز می گردد. در 1884 در نشست یهودیان، هرمان شپیرا پیشنهاد تاسیس دانشگاهی را در فلسطین مطرح کرد. پیشنهادی که بار دیگر در 1897 در نشست یهودیان مطرح شد. چند سال بعد، گروهی از جوانان صهیونیست متاثر از اندیشه ها و حمایت وایزمن که خود کرسی تدریس در دانشگاه جنوا را برعهده داشت، به نحوی جدی به عملی کردن اندیشه تاسیس دانشگاهی در فلسطین افتادند. این گروه که شامل کسانی چون مارتین بوبر و برتولد فیول بود، اندیشه طرح دانشگاه را بار دیگر در نشست یهودیان در 1901 مطرح کردند. در تلاش برای عملی کردن چنین ایده ای، وایزمن از سلطان عثمانی که حاکمیت سیاسی فلسطین را در اختیار داشت، تقاضای ساخت دانشگاهی را در فلسطین نمود که این پیشنهاد، مورد پذیرش باب عالی قرار نگرفت. جدی بودن و نیاز به تاسیس دانشگاهی در فلسطین باعث شد تا در 1913 کنگره یهود، کمیته ای را برای پیگیری کار تاسیس دانشگاه تعیین کند. از مشهورترین اعضای این گروه، وایزمن و یهودا مگنس بودند اما شروع جنگ جهانی اول مانع از تحقق تاسیس دانشگاه شد.
     با وجود تداوم جنگ، جدیت وایزیمن در انجام طرح خود ، به سفر او به فلسطین در دوران جنگ جهانی به همراه گروهی شد که اقدامات اولیه برای تاسیس دانشگاه را انجام دادند. سفر وایزمن بعد از اعلام اعلامیه مشهور بالفور صورت گرفت. در بیست و چهارم جولای 1918 در اقدامی نمادین دوازده سنگ دانشگاه در دامنه کوه اسکوپوس، منطقه قدیمی در شمال  شهر بیت المقدس، به عنوان سنگ بنای اولیه دانشگاه بنا نهاده شد. زمین این دانشگاه در پیش از جنگ توسط اسحاق گولدبرگ از حقوقدانی انگلیسی به نام سر جان گری هیل خریداری شده بود و یکی از زیباترین مناطق شهر بیت المقدس بود نخستین درس در این دانشگاه را انیشتین با بحثی درباره تئوری نسبیت و با جملاتی به زبان عبری آغاز کرد و بعدها خود نقش مهمی در حمایت علمی از دانشگاه و معرفی وایزمن به محافل علمی و یهودی آمریکا ایفا کرد. در سالهای اولیه هدف دانشگاه تنها انجام مطالعات تحقیقی و اعطای فرصت های مطالعاتی برای تحقیقات بود و کار تدریس آغاز نشده بود. سه مرکز تحقیقاتی اولیه دانشگاه، به بررسی هایی درباره مطالعات یهودی، شیمی و میکروبیولوژی اختصاص یافته بود. هدف از اتخاذ چنین رویکردی تلاش برای شناخت یهود و برطرف کردن نیاز های عملی جامعه در حال گسترش یهودیان بیت المقدس بود. مگنس که خود از 1923 در بیت المقدس اقامت گزیده بود، به مطالعات یهودی توجه فراوانی نشان داد.  وایزیمن و گروهی دیگر به تقویت دانشگاه در بخش علوم پایه توجه نشان داد. دانشگاه به صورت رسمی در یک آوریل 1925 و توسط لرد بالفورد در مراسمی رسمی با شرکت گروهی از یهودیان و فرماندار انگلیسی فلسطین آغاز به کار کرد. در سالهای اولیه، دانشگاه عبری برای تامین مخارج خود کمکی به صورت رسمی از دولت انگلیسی حاکم بر فلسطین دریافت نکرد و کمک های مالی یهودیان داخل و خارج فلسطین نقش مهمی در تامین نیازهای مالی دانشگاه داشت.
     گسترش دانشگاه سیاست دیگری بود که به آرامی دنبال می شد و 1924 بخش مطالعات یهودی و در 1926 بخش مطالعات شرقی و به تدریج بخشهای دیگری به دانشگاه افزوده شد. در سال های نخست تاسیس بخش مطالعات شرق شناسی، محققان یهودی تبار آلمانی که در پی سیاست های جدید در آلمان از آن دیار گریخته بودند، حضوری پر رنگ داشتند. به نحو طبیعی برای تربیت دانشجو، نیاز به جذب استاد بود و برای حل این معضل، از یهودیان آلمان کمک گرفته شد. سنت مطالعات اسلامی که در آلمان به نحو جدی آغاز شده بود و اسلام شناسان قدری نیز در آن ایام به فعالیت و تحقیق درباره اسلام مشغول بودند، نقش مهمی در تکوین بخش مطالعات خاورشناسی دانشگاه ایفا کردند. ژوزف هورویتس[1] (1874-1931) از اسلام شناسان یهودی آلمانی که در دانشگاه فرانکفورت به فعالیت مشغول بود، برای پنج سال و به عنوان نخستین استاد مدعو ریاست و تدریس بخش مطالعات شرق شناسی را برعهده گرفت و از سالهای 1931 تا 1935 کار تدریس در دانشگاه را برعهده گرفت. پس از او نیز یهودی دیگری از دانشگاه فرانکفورت به نام گوتهلد ویل ((Gotthold Weil که تخصص در مطالعات فقه اللغه عربی و ترکی داشت، جانشین او گردید. تلاش های استادانی چون پلاسنر متخصص در طب ،  پزشکی و فلسفه اسلامی،  ریولین ، مترجم هزار و یک شب و قرآن به زبان عبری، شلمو پینس، متخصص در فلسفه و کلام اسلامی و بسیاری دیگر در تکوین گروه مطالعات خاورشناسی  نقش مهمی داشته است.
    تلاش اولیه گروه مطالعات خاورشناسی در سالهای نخست بیشتر ارایه خدمات به بخش وزارت خارجه و دفاع دولت فلسطین اشغالی بود. همچنین نوپا بودن دولت و درگیری با اعراب توان جدی گروه را برای انجام تحقیقات صرف بازداشته بود. با این حال در همین سالها دو تن از تاثیر گذارترین افراد در بخش مطالعات اسلامی دانشگاه به نام های دیوید آیولن و مایر ژاکوب قسطر در این دانشگاه به تربیت شاگرد پرداختند و به نحو جدی سنت مطالعات اسلامی در این دانشگاه را سامان دادند. آیولن در حوزه ممالیک و قسطر در بخش مطالعات سیره سنت مهمی را در این دانشگاه بر جا نهادند.[2]  در حقیقت در سال 1949 تغییر مهمی در بخش مطالعات شرقی دانشگاه عبری اورشلیم رخ داد و با کوشش دیوید ایولن علاوه بر مطالعه تاریخ اسلام در قرون میانه، توجه به مسائل معاصر جهان اسلام به عنوان موضوع جدیدی تحقیقی مورد توجه قرار گرفت. دو سال بعد نیز اوریل هید از متخصصان زبان فارسی و ترکی نیز به گروه مطالعات شرقی پیوست. هید خود در سال 1962 تغییر دیگری در بخش مطالعات شرقی به وجود آورد و نام آن را به بخش مطالعات آسیایی و آفریقایی تغییر داد. ایولن همچنین با همکاری پسح شینار در سال 1947 فرهنگ لغت عبری – عبری تالیف کرد که تا به حال بارها (تا سال 1995 هجده بار) منتشر شده و در حال حاضر چاپ جدید و روزآمدی از آن به کوشش آریه لوین و مناحم میلسون در دست انجام است.
    بعد از دوران جنگ های اعراب و اسرائیل، فعالیت های دانشگاه با توجه به تداوم روند مهاجرت یهودیان بخش های مختلف به فلسطین اشغالی، گسترش یافت و در سیاستی جدید برای گسترش دانشگاه، برخی از دانش آموختگان دانشگاه عبری برای انجام تحصیلات تکمیلی خود به دانشگاه های دیگر اروپایی از جمله مدرسه مطالعات شرقی – آسیایی لندن فرستاده شدند. چهره شاخص و تاثیر گذار از این گروه، موشه شارون است که پایان نامه دکتری خود را درباره خلافت عباسیان در 1970 و  به راهنمای برنارد لویس دفاع کرد که تا به حال در دو مجلد تحریرهای جدیدی از آن را ارایه کرده است[3]. شارون همچنین به تازگی کتابی درباره بهاییت تالیف کرده و عهده دار نشر مجموعه کتبیه هایی برجا مانده به زبان عبری در فلسطین است که تا به حال انتشارات بریل، در سه مجلد، حاصل تحقیقات او را منتشر کرده است.[4]
    بعد از موشه شارون، اتان گولبرگ نیز در تداوم همین سنت، در دانشگاه آکسفورد به تحصیل در مقطع دکتری پرداخت و موضوع پایان نامه خود را موضع امامیه درباره صحابه در1971  به پایان برد.[5]  در بخش مطالعات سیره نبوی، مایر ژاکوب قسطر علاوه بر نگارش آثار فراوانی نقش مهمی در تربیت شاگردان متعددی داشته که از جمله آنها می توان به  میخائیل لکر ، اسحاق حسون و اوری روبین اشاره کرد.[6] شیوه متفاوت قسطر و بهره گیری گسترده وی در استفاده از منابع به گونه ای که نوع نگاه وی در تحقیقات سیره به روش مکتب بیت المقدس در پژوهش های سیره شناسی شهرت دارد. بخش اعظمی از مقالات وی در سه مجلد مجزا منتشر شده است.[7]
    گروه ها و بخش های موسسه مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه عبری اورشلیم
    نیاز به تفکیک حوزه های پژوهشی و تمرکز دقیق برای مطالعات، پنج بخش مجزا، تشکیل دهنده موسسه مطالعات آسیا و آفریقای دانشگاه عبری اورشلیم است. این بخشها عبارتند از: مطالعات اسلامی و خاورمیانه؛ زبان و ادبیات عربی؛ مطالعات هندی، ایرانی و ارمنی؛ مطالعات آفریقایی و مطالعات خاور دور.
    مطالعات اسلامی و خاورمیانه
    در این گروه محققان به بررسی مسائل جهان اسلام در دوره زمانی قرون میانه و معاصر می پردازند. در حوزه تاریخ اسلام، مایر ژاکوب قسطر و شاگردانش چون میخائیل لکر، اسحاق حسون و الا لندو تاسرون به بررسی مسائل سیره نبوی اشتغال دارند. لکر که موضوع پایان نامه دکتری خود را بررسی فعالیت های پیامبر در مدینه انتخاب کرده*، تمرکز اصلی مطالعاتش، روابط یهودیان با پیامبر به نحو عام است. وی در تک نگاری به نام های بنوسلیم: مقدمه ای برای مطالعه تاریخ صدر اسلام (بیت المقدس 1989) و یهودیان و مشرکان: مطالعاتی درباره تاریخ مدینه در صدر اسلام (لیدن 1995) روابط و مناسبات پیامبر با یهودیان مدینه را مورد بررسی قرار داده است. همچنین در سلسله مقالات متعددی با عناوین آیا پیامبر معاهداتی با قبایل بنونضیر، بنوقریظه و بنوقینوقاع منعقد کرده است؟، عمرو بن حزم انصاری و تفسیر آیه 256 سوره بقره، نکاتی شرح حال نگارانه درباره ابن شهاب زهری، مهاجرت عتبه بن ابی وقاص از مکه به مدینه، نکاتی شرح حال نگارانه درباره ابوعبیده معمر بن مثنی، یهودیت در میان قبیله کنده و مسئله رده قبیله کنده، روایت واقدی درباره وضع یهود مدینه: مطالعه ای درباره روایتی ترکیبی ، همین موضوع را با تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داده است.[8]
    اسحاق حسون دیگر محقق دانشگاه عبری نیز بررسی اخبار تاریخی درباره معاویه بن ابی سفیان را به عنوان موضوع پایان نامه خود برگزیده است (بیت المقدس 1982). * دیدگاه مسلمانان درباره بیت المقدس در سده های میانه، از موضوعات مورد توجه حسون بوده و در مقاله ای با عنوان ادبیات فصائل نگاری درباره بیت المقدس به بررسی دیدگاه مسلمانان در سده های میانه در تکریم بیت المقدس پرداخته است. وی مقالاتی نیز درباره صدر اسلام نگاشته از جمله مقاله ای درباره دو قبیله اوس و خزرج و در آن اخبار تاریخی مندرج در متون اسلامی درباره این دو قبیله تاثیر گذار در حوادث صدر اسلام را مورد بررسی قرار داده است.[9]  
    حرکت رده و اهمیت آن در بررسی حوادث سیاسی رخ داده در نخستین سالهای پس از وفات پیامبر موضوعی است که الا لندو تاسرون  مورد مطالعه قرار داده است. وی در مقالاتی با عناوین افول امویان: تاملاتی درباره ترجمه بخش امویان تاریخ طبری، بررسی درباره حدیث مجدد در سنت اسلامی، تحول یک روایت: بررسی درباره دیدار قبیله بنوتمیم با پیامبر، حروب الفجار: ابعاد دینی، اجتماعی و تاریخی جنگ های فجار در جاهلیت، قبیله اسد از جاهلیت تا اسلام، مشارکت قبیله طی در دوره رده، بررسی های درباره تحولات سیاسی رخ داده در صدر اسلام ارایه کرده است.[10]
    در بخش تاریخ اسلام، چهره برجسته دیوید ایولن است که با تمرکز بر تاریخ ممالیک، علاوه بر مقالات فراوانی که خود نگاشته با تربیت شاگردانی چون موشه شارون تاثیر جدی در تکوین بخش مطالعات اسلامی دانشگاه عبری اورشلیم ایفا کرده است. [11]

    *  اطلاعات گردآوری شده در این مقاله بر اساس کتاب مرجع ایندکس اسلامیکوس است که فهرست تقریبا کاملی از مطالعات اسلامی را دربردارد. همچنین به دلیل تطویل بحث ، از ذکر مقالات نگاشته شده محققان دانشگاه عبری اورشلیم در دو دائره المعارف اسلام و ایرانیکا، ذکری به میان نیامده اما مقالات متعددی درباره موضوعات اسلامی به قلم محققان دانشگاه عبری در این دو دانشنامه تالیف شده است که گزارش آنها خود مقاله ای جداگانه و فرصتی دیگر طلب می کند. تذکراین نکته ضروری است که مراکز دانشگاهی دیگری نیز در فلسطین اشغالی به مطالعات اسلامی می پردازند و بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه عبری در آن مراکز به فعالیت مشغول هستند. متاسفانه در حال حاضر امکان استقصای کامل این تحقیقات و پژوهشها برایم میسر نبود و تنها در مواردی اتقافی  به اطلاعاتی، خاصه درباره دانشگاه بار ایلان در رامت گان نزدیک تل آویو (البته این اطلاعات محدود به فهرست پایان نامه های دکتری دانشجویان مطالعات عربی و اسلامی این دانشگاه بود) برخورده ام که مشخصات کتابشناسی آنها چنین است:
    T. Rajab, The Unity of God in Early Nusayri Doctrine (A Critical Edition, Hebrew   Translation and Analysis of  The Epistle of the Unity of God [Risalat al-Tawhid] by al-Husayn b. Hamdan al-Khasibi [d. 346/957 or 358/969], M.A. Thesis, Hebrew University of Jerusalem, Jerusalem 2002; K. Sindawe, The Maqatil in Shiite Literature, Ph.D. diss., Bar-Ilan UIniversity, Ramat Gan, 2000 (Hebrew);  Neomi (Naama) Ben-Ami,  The image of the sufi in modern Arabic novel
    socio-cultural aspects. (Supervisor: Prof. S. Moreh. ) 2000; Olga Bramson,  A female voice against oppression and discrimination in Dr. Nawal al-Sa'dawi's fictional works.
    Supervisor: Prof. S. Moreh.(2001); Livnat Holtzman, Predestination (al-qada wa-l-qadar) and Free Will (al-ikhtiyar)  in the writings of the Neo-Hanbalites of the 14th Century ) Supervisor: Prof. B. Abrahamov(. 2003; Hilla Peled-Shapira,  A Study of the Narrative Works of Gha'ib Tu'ma Farman - Social and Psychological Aspects).Supervisor: Prof. S. Moreh(. , 2004; Sigal Goorji ,Expression of thought and search for a path in the literary works  of the journalist Anis Mansour . (Supervisor: Prof. S. Moreh. ), 2004; Zahava Ganor, On the Bridge between Languages and Cultures - The Issue of Language and the Search for Identity in Post-colonial Maghribi Literature: The case of Assia Djebar and Ahlam ustaghanimi).Supervisors: Prof. J. Kauffmann and Prof. A. Elad Bouskila ), 2004; Bat-Sheva Garsiel ,The Transmission of Narrative Themes and Motifs from the Hebrew Bible  and Early Midrashim to the Qoran: Processes of Inspiration, Adoption and  Differentiation (Supervisor: Dr. S. Shtober ), 2005;  Riyad Kamel,  Poetics and Themes in Hanna Mina's Novels) Supervisors: Prof. A. Elad-Bouskila and Dr. Eliezer Schlossberg ) 2004;  Noga Hartmann, The Concept of Jihad in Modern Qur'an Exegesis Studies in the Writings of Muhammad Abduh, Sayyid Qutb and Muhammad Mutawalli al-Sha'rawi)  Supervisor: Prof. B. Abrahamov ), 2005; Itschak Zacharia, Personality and Image of Muslim Leaders in 12th-14th Centuries in the Light of the Manaqib Literature. (Supervisor: Prof. Y. Lev  (2005; Esther Amouyal,  The Inner World of the Coptic Writer Idwar al-Kharrat as  Reflected in His Works. (Supervisor: Prof. S. Moreh ), 2006;Hadar Perry,The Medical Writing of Yosef Ben Yehudah Ibn Aqnin: Ikhtisar Sharh Jalinus li-Fusul Abuqrat: Its Place in the Thought of Ibn Aqnin and in the Tradition of Interpretation of Hippocrates' Aphorisms (Supervisor: Prof. T. Langermann), 2007.
     

    .
    [1] Joseph Horovitz.
    هورویتس از خاورشناسان آلمانی یهودی در 1874 در لاونبرگ آلمان به دنیا آمد و در دانشگاه برلین به تحصیل مطالعات شرق شناسی پرداخت و نزد استادانی چون ادوارد زاخاو به تحصیل پرداخت. از 1907 تا 1914 در دانشگاه علیگره به تدریس زبان عربی پرداخت. در 1914 به آلمان بازگشت و در دانشگاه فرانکفورت به تدریس زبان های سامی پرداخت و نقش مهمی در تکوین دانشگاه عبری اورشلیم داشته و  یکی از اعضاء هیات مدیره اداره دانشگاه عبری بود و طرح جمع آوری اشعار جاهلی و صدر اسلام به پیشنهاد او در د انشگاه عبری آغاز شده است. از مهمترین تالیفات او اثری تک نگارانه درباره تدوین گران سیره نبوی است که به زبان انگلیسی و عربی نیز ترجمه شده است. برای گزارشی از شرح احوال و آثار وی بنگربید به: عبدالرحمن بدوی، موسوعة المستشرقین (الموسسة العربیة للدراسات و النشر: بیروت 2003)، ص 621-622.
    [2] برای اطلاع بیشتر  درباب تاریخچه و فعالیت های دانشگاه عبری اورشلیم بنگرید به:
    "Hebrew University of Jerusalem" in: Encyclopaedia Judaica, Vol. 8, pp.219-226.
    [3] M. Sharon, The Advent of The Abbasids, Ph.D. Thesis (Hebrew), The Hebrew University, Jerusalem, 1970.
    [4]  Corpus Inscriptionum Arabicarum Palestinae (Leiden, 1997, 1999, 2004).
    [5]Etan Kohlberg, The Attitude of the Imami Shiis to the Companions of the Prophet, Ph.D. dissertation, Oxford University, 1971.
    [6] اوری روبین که از فارغ التحصيلان برجسته دانشگاه عبری اورشلیم، اس در دانشگاه تل آویو به تدریس اشتغال دارد،  پایان نامه دکتری خود را درباره سیره نبوی با  تکیه بر کتاب شرف المصطفی ابوسعد خرگوشی انتخاب کرده است. وی علاوه بر انتشار مقالات متعددی، برگردانی جدید از قرآن به زبان عبری منتشر کرده است. مهمترین اثر وی در سیره نبوی کتاب از نگاه عاشفان: حیات پیامبر آنگونه که مسلمانان نخستین تصویر کرده اند، است که با این مشخصات منتشر شده است:
    Uri Rubin, The Eye of the Beholder: the Life of Muhammad as Viewed by the Early Muslims (a Textual Analysis), The Darwin Press, Princeton, New Jersey, 1995 , pp.289
    روبین مقالات متعددی نیز در حوزه سیره نبوی نگاشته که مشخصات کتابشاختی آنها چنین است:
    Uri Rubin, Apes, pigs, and the Islamic identity,  Israel Oriental Studies, 17, 1997 pp.89-105.;  idem, Apocalypse and authority in Islamic tradition: the emergence ofthe twelve leaders, Al-Qantara: Revista de Estudios Arabes, 18 i, 1997 pp.11-42.; idem, `Al-walad li-l-firash`: on the Islamic campaign against `zina`, Studia Islamica, 78, 1993 pp.5-26.; idem, Exegesis and Hadith: the case of the seven Mathani, in: Approaches to the Qur'an. Ed. G.R.Hawting & Abdul-Kader A.Shareef ( London: Routledge, 1993 pp.141-156.;  idem,  Iqra' bi-smi rabbika ...! Some notes on the interpretation of Surat al-'Alaq, Israel Oriental Studies, 13, 1993 pp.213-230.; idem, Quran and tafsir: the case of `'an yadin`, Der Islam, 70 i, 1993 pp.133-144.; idem, The shrouded messenger: on the interpretation of al-muzzammil and al-muddaththir,
    Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.96-107.;  idem,  Hanifiyya and Ka'ba: an inquiry into the Arabian pre-Islamic background of din Ibrahim, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 13, 1990 pp.85-112.; idem, Meccan trade and Qur'anic exegesis (Qur'an   2:198),  Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 53, 1990 pp.421-428.;  idem, The assassination of Ka'b b. al-Ashraf, Oriens, 32, 1990 pp.65-71.;  idem, Muhammad's curse of Mudar and the blockade of Mecca, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 31 iii, 1988 pp.249-264.;  idem, Morning and evening prayers in early Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.40-64.; idem, The Ka'ba: aspects of its ritual functions and position in pre-Islamic and early Islamic times, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.97-131.;  idem, The `Constitution of Medina`: some notes, Studia Islamica, 62, 1985 pp.5-23.; idem, Al-Samad and the high God: an interpretation of sura CXII, Der Islam, 61, 1984 pp.197-217.; idem, Bara'a: a study of some Quranic passages, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.13-32.; idem, The ilaf of Quraysh: a study of sura CVI, Arabica, 31, 1984 pp.165-188.; idem, The great pilgrimage of Muhammad: some notes on Sura IX, Journal of Semitic Studies, 27, 1982 pp.241-260.; idem, Abu Lahab and sura CXI., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 42 (1979) pp.13-28; idem, Prophets and progenitors in the early Sha tradition., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 1 (1979) pp.40-65; idem, Pre-existence and light. Aspects of the concept of Nur Muhammad., Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.62-119.  
    برای گزارشی تفصیلی از مطالعات سیره نبوی توسط محققان دانشگاه عبری اورشلیم بنگرید به: محمد کاظم رحمتی، وضعیت فعلی مطالعات سیره: بررسی کتاشناسانه، در مجموعه مقالات همایش بین المللی سیره شناختی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) 28 و 29 آذرماه 1385 شمسی، به اهتمام اصغر منتظر القائم (اصفهان 1385)، ج 1، ص 465-507.
    [7] Meir Jacob Kister, Concepts and ideas at the dawn of Islam, Aldershot: Ashgate, 1997, (Variorum Collected Studies Series, CS584) [308]pp. [Previously published articles.]; Idem, Sanctity joint and divided: on holy places in the Islamic tradition, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 20, 1996 pp.18-65. [Places of pilgrimage in early Islam.] ; Idem, `... and he was born circumcised ...`: some notes on circumcision in Hadith, Oriens, 34, 1994 pp.10-30; Idem, Social and religious concepts of authority in Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 18, 1994 pp.84-127; Idem, Adam: a study of some legends in tafsir and Hadith literature, Israel Oriental Studies, 13, 1993 pp.113-174; Idem, The locust's wing: some notes on locusts in the Hadith, Le Museon, 106 iii-iv, 1993 pp.347-359; Idem, The sons of Khadija, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.59-95; Idem, Land property and jihad: a discussion of some early traditions, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 34 iii, 1991 pp.270-311; Idem, On strangers and allies in Mecca, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 13, 1990 pp.113-154. (In the period of the Jahiliya.); Idem, Do not assimilate yourselves ...`: La tashabbahu ..., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 12, 1989 pp.321-371. [To the Jews & Christians after the Islamic conquest.]; Idem, Mecca and the tribes of Arabia: some notes on their relations, Studies in Islamic history and civilization in honour of Professor David, Ayalon. Ed. M.Sharon (Jerusalem: Cana; Leiden: Brill, 1986, pp.33-57; Idem, The massacre of the Banu Qurayza: a re-examination of a tradition, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.61-96.
    Idem, ...illa bi-haqqihi...: a study of an early hadith, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.33-52; Idem, The Sirah literature, in: Arabic literature to the end of the Umayyad period (Cambridge: Cambridge University Press, 1983, (Cambridge History of Arabic literature [1]) pp.352-367; Idem, On an early fragment of the Qur'an, Studies in Judaica, Karaitica and Islamica presented to Leon Nemoy on his eightieth birthday. Ed. S.R.Brunswick Ramat-Gan: Bar-Ilan University Press, 1982 pp.163-166. [2nd/8th century papyrus.]; Idem, A comment on the antiquity of traditions praising Jerusalem, Jerusalem Cathedra, 1, 1981 pp.185-186; Idem, O God, tighten thy grip on Mudar ... Some socio-economic and religious aspects of an early hadith, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 24, 1981 pp.242-273; Idem, Labbayka, Allahumma, Labbayka. On a monotheistic aspect of a Jahiliyya practice, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 2, 1980 pp.33-57; Idem, Pare your nails: a study of an early tradition, Journal of the Ancient Near Eastern Society Columbia University, 11, 1979 pp.63-70; .Idem, On the wife of the goldsmith from Fadak and her progeny. A study in Jahili genealogical traditions., Museon, 92 (1979) pp.321-330; Idem, Some reports concerning al-Ta'if., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 1 (1979) pp.1-18; Idem, On the papyrus of Wahb b. Munabbih: an addendum., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 40 (1977) pp.125-127; Idem, The battle of the Harra: some socio-economic aspects., Studies in memorey of G. Wiet, Jerusalem 1977 pp.33-49; Idem, Notes on Caskel's Gamharat an-nasab., with Plessner, M., Oriens, 25-26 (1976) pp.48-68; Idem, On a new edition of the Diwan of Hassan b. Thabit., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 39 (1976) pp.265-286; Idem, Some notes on ridda verses., Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.120-128; Idem, The 'Kitab al-Mihan', a book on Muslim martyrology., Journal of Semitic Studies, 20 (1975) pp.210-218; Idem, On the papyrus of Wahb b. Munabbih., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 37 (1974) pp.547-571; Idem, The interpretation of dreams. An unknown manuscript of Ibn Qutayba's ''Ibarat al-ru'ya''., Israel Oriental Studies, 4 (1974) pp.67-103; Idem, Haddithu 'an bani isra'ila wa-la haraja: a study of an early tradition., Israel Oriental Studies, In memoriam S. M. Stern. II 1972 pp.215-239; Idem, Some reports concerning Mecca from Jahiliyya to Islam., Journal of the Economic and Social History of the Orient, 15 (1972) pp.61-93; Idem, 'Rajab is the month of God . . A study in the persistence of an early  tradition., Israel Oriental Studies, 1 (1971) pp.191-223; Idem, Maqam Ibrahim. A stone with an inscription., Museon, 84 (1971) pp.477-491; Idem, A bag of meat': a study of an early hadith., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 33 (1970) pp.267-275; Idem, Notes and communications. A work of Ibn al-Kalbi on the Arab Peninsula, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 33 (1970) pp.590-591; Idem, 'You shall only set out for three mosques'. A study of an early tradition., Le Museon, 82 (1969) pp.173-196; Idem, The seven odes: some notes on the compilation of the Mu'allaqat, Revista degli Studi Orientali, 44 (1969) pp.27-36; Idem, Al-Hira, some notes on its relations with Arabia., Arabica, 15 (1968) pp.143-169; .idem, Al-tahannuth: an inquiry into the meaning of a term., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 31 (1968) pp.223-236; Idem, Notes on some Arabic verses., Revista degli Studi Orientali, 41 (1966) pp.157-163; Idem, Mecca and Tamim (aspects of their relations), Journal of the Economic and Social History of the Orient, 8 (1965) pp.113-163; Idem, The campaign of Huluban. A new light on the expedition of Abraha, Museum ,78 (1965) pp.425-436; Idem, The expedition of Bi'r Ma'una., Arabic and Islamic studies in honor of H. A. R. Gibb, 1965 pp.337-357; Idem, The market of the Prophet, Journal of the Economic and Social History of the Orient 8 (1965) pp.272-276; Idem, 'An yadin (Qur'an, IX/29). An attempt at interpretation., Arabica, 11 (1964) pp.272-278; Idem, Notes on an account of the Shura appointed by 'Umar B. al-Khattab, Journal of Semitic Studies, 9 (1964) pp.320-326; Idem, Notes on the papyrus text about Muhammad's campaign against the Banu al-Nadir., Archiv orientalni, 32 (1964) pp.233-236; Idem, 'A booth like the booth of Moses..' a study of an early Hadith., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 25 (1962) pp.150-155; Idem, Notes on three Arabic manuscripts in the British Museum., Bulletin of the School of Oriental and African Studies 23 (1960) pp.390-392; Idem, The social and political implications of three traditions in the Kitab al-Kharadj of Yahya b. Adam, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 3 (1960) pp.326-334;
    * On the Prophet Muhammad's Activity in Madina (Hebrew), Ph. D. Thesis, Hebrew University, 1982.
    [8] Michael Lecker, Banu Sulaym: A Contribution to the Study of Early Islam (Jerusalem, 1989); Idem, Did Muhammad conclude treaties with the Jewish tribes Nadir, Qurayza and Qaynuqa'?, Israel Oriental Studies, 17, 1997 pp.29-36; Idem, Zayd b.Thabit, "A Jew with two sidelocks": Judaism andliteracy in pre-Islamic Medina (Yathrib), Journal of Near Eastern Studies, 56 iv, 1997 pp.259-273; Idem, 'Amr ibn Hazm al-Ansari and Qur'an 2,256:"No compulsion is there in religion", Oriens, 35, 1996 pp.57-64; Idem, Biographical notes on Ibn Shihab al-Zuhri, Journal of Semitic Studies, 41 i, 1996 pp.21-63; Idem, The emigration of 'Utba b.Abi Waqqas from Mecca to Medina, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 59 i, 1996 pp.116-119; Idem, Yahud / 'Uhud: a variant reading in the story ofthe 'Aqaba meeting, Le Museon, 109 i-ii, 1996 pp.169-183.[Appendix by Simon Hopkins.]; Idem, Biographical notes on Abu 'Ubayda Ma'mar b.al-Muthanna', Studia Islamica, 81, 1995 pp.71-100; Idem, Judaism among Kinda and the Ridda of Kinda, Journal of the American Oriental Society, 115 iv, 1995 pp.635-650; Idem, Muslims, Jews and pagans: studies on early Islamic Medina, Leiden: Brill, 1995, (Islamic History and Civilization: Studies and Texts, 13), 180pp.; Idem, On Arabs of the Banu Kilab executed together with the Jewish Banu Qurayza, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 19, 1995 pp.66-72; Idem, The conversion of Himyar to Judaism and the Jewish Banu Hadl of Medina, Welt des Orients, 26, 1995 pp.129-136; Idem, The death of the Prophet Muhammad's father: did Waqidi invent some of the evidence?, Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, 145 i, 1995 pp.9-27; Idem, Waqidi's account on the status of the Jews of Medina: a study of a combined report, Journal of Near Eastern Studies, 54 i, 1995 pp.15-32; Idem, Abu Malik 'Abdallah b.Sam of Kinda, a Jewish convert to Islam, Der Islam, 71 ii, 1994 pp.280-282; Idem, Hudhayfa b.al-Yaman and 'Ammar b.Yasir, Jewish converts to Islam, Quaderni di Studi Arabi, 11 / 1993, 1994 pp.149-162; Idem, Kinda on the eve of Islam and during the Ridda, Journal of the Royal Asiatic Society, 4 iii, 1994 pp.333-356; Idem, Idol worship in pre-Islamic Medina (Yathrib), Le Museon, 106 iii-iv, 1993 pp.331-346.[Incl. Arabic text and English translation, with commentary, of extracts from Maqrizi's Al-khabar 'an al-bashar.]; Idem, The bewitching of the Prophet Muhammad by the Jews: a notes a propos 'Abd al-Malik b.Habib's Mukhtasar fi 'l-tibb, Al-Qantara: Revista de Estudios Arabes, 13 ii, 1992 pp.561-569; Idem, Shurtat al-khamis and other matters: notes on the translation of Tabari's Ta'rikh, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 14, 1991 pp.276-289. [Discussion of History Vol. 18, by M.G.Morony, Albany (USA), 1987.]; Idem, The estates of 'Amr b.al-'As in Palestine: notes on a new Negev Arabic inscription, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 52, 1989 pp.24-37; Idem, A note on early marriage links between Qurashis and Jewish women, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.17-39; Idem, On the markets of Medina (Yathrib) in pre-Islamic and early Islamic times, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.133-147; Idem, Muhammad at Medina: a geographical approach, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 6, 1985 pp.29-62; Idem, The Hudaybiyya-treaty and the expedition against Khaybar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.1-11.
    * I. Hasson, Recherches sur Muawiyah Ibn Abi Sufyan (Hebrew), unpublished Ph.D. Thesis, Jerusalem, 1982.
    [9] Isaac Hasson, The Muslim view of Jerusalem: the Qur'an and Hadith, in: The history of Jerusalem: the early Muslim period 638-1099. Ed. J.Prawer, H.Ben-Shammai Jerusalem: Yad Izhak, Ben-Zvi; New York: New York University Press, 1996, pp.349-385;idem, Judham entre la Jahiliyya et l'Islam, Studia Islamica, 81, 1995 pp.5-42;Idem, Le chef Judhamite Rawh ibn Zinba', Studia Islamica, 77, 1993 pp.95-122 ; Idem, Les Mawali dans l'armee musulmane sous les premiers umayyades, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 14, 1991 pp.176-213; Idem, Contributions a l'etude des Aws et des Hazrag, Arabica, 36, 1989 pp.1-36; Idem, Remarques sur l'inscription de l'epoque de Mu'awiya a Hammat Gader, Blau, J, Israel Exploration Journal 32, 1982 pp.97-102; Idem, Muslim literature in praise of Jerusalem: Fada'il Bayt al-Maqdis, Jerusalem Cathedra 1, 1981 pp.168-184.
    [10] Ella Landau-Tasseron, Features of the pre-conquest Muslim army in the time of Muhammad, in: The Byzantine and early Islamic Near East III: States, resources and armies.Ed. A.Cameron Princeton: Darwin, 1995, (Studies in Late Antiquity and Early Islam, 1), pp.299-336; Idem, The waning of the Umayyads: notes on Tabari's history translated, vol. XXVI, Der Islam ,69, 1992 pp.81-109; Idem, Sayf ibn 'Umar in medieval and modern scholarship, Der Islam, 67, 1990 pp.1-26; Idem, The `cyclical reform`: a study of the Mujaddid tradition, Studia Islamica, 70, 1989 pp.79-117; Idem, Processes of redaction: the case of the Tamimite delegation to the Prophet Muhammad, Bulletin of the School of Oriental and African Studies ,49, 1986 pp.253-270; Idem, The sinful wars: religious, social, and historical aspects of hurub al-fijar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 8, 1986 pp.37-59; Idem, Asad from Jahiliyya to Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 6, 1985 pp.1-28; Idem, The participation of Tayyi' in the ridda, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 5, 1984 pp.53-71.
    [11] David Ayalon, Le phenomene mamelouk dans l'Orient islamique, Weill, G. (Translator), Paris: Presses Universitaires de France, 1996 ,168pp; Idem, The Mamluks of the Seljuks: Islam's military might at the crossroads, Journal of the Royal Asiatic Society, N.S. 6 iii, 1996 pp.305-333; Idem, Pessah Shinar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 19, 1995 pp.1-4; Idem, Islam and the Abode of War: military slaves and Islamic adversaries, Aldershot: Variorum, 1994 (298)pp. [13 reprinted articles, 1975-93, and one conference paper, 1964.]; Idem, The expansion and decline of Cairo under the Mamluks and its background, Itineraires d'Orient: hommages a Claude Cahen. Textes reunies par R.Curiel & R.Gyselen Bures-sur-Yvette: Groupe pour l'Etude de la Civilisation du Moyen-Orient, 1994 (Res Orientales, 6) pp.13-19; Idem, Some remarks on the economic decline of the Mamluk sultanate, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.108-124; Idem, Mamluk military aristocracy during the first years of the Ottoman occupation of Egypt, in: The Islamic world from classical to modern times: essays in honor of Bernard Lewis, C.E.Bosworth, C.Issawi, R.Savory, & A.L.Udovitch, eds. Princeton: Darwin Press, 1989, rp. 1991 pp.413-431;
    Idem, The Nubian dam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 12, 1989 pp.372-390. [Muslim failure to conquer Nubia for centuries.] ; Idem, Islam versus Christian Europe: the case of the Holy Land, in: The Holy Land in history and thought: papers submitted to the international conference on the relations between the Holy Land and the world outside it, Johannesburg 1986. Ed. M.Sharon, Leiden: Brill, 1988 pp.247-256;  Idem, The auxiliary forces of the Mamluk Sultanate, Der Islam, 65, 1988 pp.13-37; Idem, Mamluk military aristocracy - a non-hereditary nobility, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.205-210; Idem, The end of the Mamluk Sultanate. (Why did the Ottomans spare the Mamluks of Egypt and wipe out the Mamluks of Syria?), Studia Islamica, 65, 1987 pp.125-148; Idem, The Mamluk novice (on his youthfulness and on his original religion), Revue des Etudes Islamiques, 54, 1986 pp.1-8; Idem, On the term khadim in the sense of `eunuch` in the early Muslim sources, Arabica, 32, 1985 pp.289-308; Idem, Regarding population estimates in the countries of medieval Islam, Journal of the Economic and Social History of the Orient 28, 1985 pp.1-19; Idem, Egypt as a dominant factor in Syria and Palestine during the Islamic period, in: Egypt and Palestine: a millennium of association (868-1948). Ed. A.Cohen & G.Baer , Jerusalem: Ben Zvi Institute; New York: St. Martin's Press, 1984 pp.17-47; Idem, From Ayyubids to Mamluks, Revue des Etudes Islamiques, 49, 1981 pp.43-57; Idem, Mamlukiyyat: a first attempt to evaluate the Mamluk military system, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 2, 1980 pp.321-349; Idem, The Mamluks and Ibn Xaldun, Israel Oriental Studies, 10, 1980 pp.11-13; Idem, On the eunuchs in Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam , 1 (1979) pp.67-124; Idem, Aspects of the Mamluk phenomenon. Part II. B. Ayyubids, Kurds and Turks, DerIslam, 54 (1977) pp.1-32; Idem, The eunuchs in the Mamluk sultanate, Studies in memorey of G. Wiet (Jerusalem 1977), pp.267-295; Idem, Aspects of the Mamluk phenomenon., Der Islam, 53 (1976) pp.196-225; Idem, Names, titles and 'nisbas' of the Mamluks, Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.189-232; Idem, Preliminary remarks on the Mamluk military institution in  Islam, War, technology and society in the Middle East, Edited by V. J. Parry and M. E. Yapp. 1975 pp.44-58; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 38 (1973) pp.107-156; Idem, Discharges from service, banishments and imprisonments in Mamluk society, Israel Oriental Studies, In memoriam S. M. Stern. II, 1972 pp.25-50; Idem, On one of the works of Jean Sauvaget (La poste aux chevaux dans l'Empire des Mamlouks), Israel Oriental Studies, 1 (1971) pp.298-302; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 33 (1971) pp.97-140; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 4 (1971) pp.151-180; Idem, The Muslim city and the Mamluk military aristocracy, Proc. Israel Acad. Sci. Hum. 2 (1968) pp.311-329; Idem, The Muslim city and the Mamluk military aristocracy., Proc. Israel Acad. 2 (1968) pp.311-329; Idem, The Mamluks and naval power. A phase of the struggle between Islam and Christian Europe, Proc. Israel Acad., 1 (1967) pp.8; Idem, A reply to Professor J.R. Partington. [On the professor's criticisms of Ayalon's Gunpowder and firearms in the Mamluk kingdom], Arabica, 10 (1963) pp.64-73; Idem, The European-Asiatic steppe: a major reservoir of power for the Islamic world, Trud. XXV. Mezhdunarodnogo Kong. Vostokovedov, Moskva, 1960, Tom II (1963) pp.47-52; Idem, The historian al-Jabarti, in: Historians of the Middle East, Edited by B. Lewis and P. M. Holt. 1962 pp.391-402; Idem, Notes on the Furusiyya exercises and games in the Mamluk sultanate, in: Studies in Islamic history and civilization (Scripta Hiero-solumitana), IX 1960 pp.31-62; Idem, Studies in al-Jabarti I. Notes on the transformation of Mamluk society in Egypt under the Ottomans, Journal of the Economic and Social History of the Orient 3 (1960) pp.275-325; Idem, Studies on the transfer of the 'Abbasid Caliphate from Bagdad to Cairo, Arabica 7 (1960) pp.41-59; Idem, The historian al-Jabarti and his background, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 23 (1960) pp.217-249; Idem, The system of payment in Mamluk military society, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 1 (1958), pp.257-296; Idem, The system of payment in Mamluk military society, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 1 (1957) pp.37-65; Idem, Studies on the structure of the Mamluk army, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 16 (1954) pp.57-90; Idem, Studies on the structure of the Mamluk army, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 15 (1953) pp.203-228, 448-476; Idem, Le regiment Bahriya dans l'armee mamelouke, Revue des Etudes Islamiques 1951 pp.133-141; Idem, The Wafidia in the Mamluk Kingdom, Islamic Culture, 25 (1951) pp.89-104; Idem, The Circassians in the Mamluk kingdom, Journal of the American Oriental Society, 69 (1949) pp.135-147; idem, The plague and its effects upon the Mamluk Army, Journal of the Royal Asiatic Society, 1946 pp.67-73.

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 16 دي 1386 ساعت 10:27 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    مطالعات اسلامي در فلسطين اشغالي:

     مطالعات اسلامي در فلسطين اشغالي:

     بررسي كتابشناختی*

    چکيده: مطالعات اسلام شناسي و روند تكوين جریان اسلام شناسی در قرن بیستم، خود در حال حاضر یکی از موضوعات جالب و جذاب برای تحقیق است. نگاه متفاوت خاورشناسان که ریشه در تفاوت روش شناختی آنها در قیاس با مسلمانان دارد، غالبا به عنوان یکی از مهمترین دلایل تفاوت مطالعات ذکر شده است. اما نکته شگفت انگیری که در بررسی تحقیقات اسلام شناسی برای هر فرد آشنا با این تحقیقات به وضوح خود را عیان می کند، توجه جدی محققان فلسطین اشغالی به مسائل جهان اسلام است و شگفت تر، ضرب آهنگ پرشتاب تنوع و گسترش مطالعات در فلسطین اشغالی خاصه در سه دهه اخیر است. فهرست حاضر در حقیقت تلاشی اولیه جهت تدوین و گردآوری اطلاعات ناظر به جریان اسلام شناسی در فلسطین اشغالی است و نگارنده اذعان دارد که به دلیل محدودیت های فراوان در به دست آوردن اطلاعات لازم جهت چنین کاری، نه توانسته است فهرستی کامل از مطالعات اسلامی در فلسطین اشغالی ارایه دهد. همچنین فهرست حاضر تنها به ارایه گزارش کتابشناسانه از تحقیقات دانشگاه عبری که در حقیقت مهمترین مرکز اسلام شناسی در فلسطین اشغالی است، محدود شده است.
    کلید واژه: مطالعات اسلامی، فلسطین اشغالی، وایزمن، دانشگاه عبری، ایولن، قسطر.
    ***
    تحولات رخ داده در اواخر عصر عثمانی و تلاش برای تاسیس دولت یهودی در فلسطین، بدون شک با فعالیت های حیم وایزمن به دور جدیدی وارد شد. ناکامی وایزمن در متقاعد کردن سلطان عثمانی برای موافقت با خواسته وی در تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، با تسلط انگلستان بر فلسطین وارد دور جدیدی شد. همدلی لرد آرتور بالفور با تلاش های حیم وایزمن و صدور اعلامیه معروف وی در حمایت از تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، دور جدیدی از حیات یهودیان را در قرن نوزدهم رقم زد. در کنار تلاش های سیاسی یهودیان برای تشکیل دولتی یهودی در فلسطین، تلاش های نیز برای تشکیل دانشگاهی در فلسطین از سوی وایزمن و دوستانش در جریان بود. اندیشه تشکیل دانشگاهی در بیت المقدس، به پیش از تشکیل دولت یهودی در آنجا باز می گردد. در 1884 در نشست یهودیان، هرمان شپیرا پیشنهاد تاسیس دانشگاهی را در فلسطین مطرح کرد. پیشنهادی که بار دیگر در 1897 در نشست یهودیان مطرح شد. چند سال بعد، گروهی از جوانان صهیونیست متاثر از اندیشه ها و حمایت وایزمن که خود کرسی تدریس در دانشگاه جنوا را برعهده داشت، به نحوی جدی به عملی کردن اندیشه تاسیس دانشگاهی در فلسطین افتادند. این گروه که شامل کسانی چون مارتین بوبر و برتولد فیول بود، اندیشه طرح دانشگاه را بار دیگر در نشست یهودیان در 1901 مطرح کردند. در تلاش برای عملی کردن چنین ایده ای، وایزمن از سلطان عثمانی که حاکمیت سیاسی فلسطین را در اختیار داشت، تقاضای ساخت دانشگاهی را در فلسطین نمود که این پیشنهاد، مورد پذیرش باب عالی قرار نگرفت. جدی بودن و نیاز به تاسیس دانشگاهی در فلسطین باعث شد تا در 1913 کنگره یهود، کمیته ای را برای پیگیری کار تاسیس دانشگاه تعیین کند. از مشهورترین اعضای این گروه، وایزمن و یهودا مگنس بودند اما شروع جنگ جهانی اول مانع از تحقق تاسیس دانشگاه شد.
     با وجود تداوم جنگ، جدیت وایزیمن در انجام طرح خود ، به سفر او به فلسطین در دوران جنگ جهانی به همراه گروهی شد که اقدامات اولیه برای تاسیس دانشگاه را انجام دادند. سفر وایزمن بعد از اعلام اعلامیه مشهور بالفور صورت گرفت. در بیست و چهارم جولای 1918 در اقدامی نمادین دوازده سنگ دانشگاه در دامنه کوه اسکوپوس، منطقه قدیمی در شمال  شهر بیت المقدس، به عنوان سنگ بنای اولیه دانشگاه بنا نهاده شد. زمین این دانشگاه در پیش از جنگ توسط اسحاق گولدبرگ از حقوقدانی انگلیسی به نام سر جان گری هیل خریداری شده بود و یکی از زیباترین مناطق شهر بیت المقدس بود نخستین درس در این دانشگاه را انیشتین با بحثی درباره تئوری نسبیت و با جملاتی به زبان عبری آغاز کرد و بعدها خود نقش مهمی در حمایت علمی از دانشگاه و معرفی وایزمن به محافل علمی و یهودی آمریکا ایفا کرد. در سالهای اولیه هدف دانشگاه تنها انجام مطالعات تحقیقی و اعطای فرصت های مطالعاتی برای تحقیقات بود و کار تدریس آغاز نشده بود. سه مرکز تحقیقاتی اولیه دانشگاه، به بررسی هایی درباره مطالعات یهودی، شیمی و میکروبیولوژی اختصاص یافته بود. هدف از اتخاذ چنین رویکردی تلاش برای شناخت یهود و برطرف کردن نیاز های عملی جامعه در حال گسترش یهودیان بیت المقدس بود. مگنس که خود از 1923 در بیت المقدس اقامت گزیده بود، به مطالعات یهودی توجه فراوانی نشان داد.  وایزیمن و گروهی دیگر به تقویت دانشگاه در بخش علوم پایه توجه نشان داد. دانشگاه به صورت رسمی در یک آوریل 1925 و توسط لرد بالفورد در مراسمی رسمی با شرکت گروهی از یهودیان و فرماندار انگلیسی فلسطین آغاز به کار کرد. در سالهای اولیه، دانشگاه عبری برای تامین مخارج خود کمکی به صورت رسمی از دولت انگلیسی حاکم بر فلسطین دریافت نکرد و کمک های مالی یهودیان داخل و خارج فلسطین نقش مهمی در تامین نیازهای مالی دانشگاه داشت.
     گسترش دانشگاه سیاست دیگری بود که به آرامی دنبال می شد و 1924 بخش مطالعات یهودی و در 1926 بخش مطالعات شرقی و به تدریج بخشهای دیگری به دانشگاه افزوده شد. در سال های نخست تاسیس بخش مطالعات شرق شناسی، محققان یهودی تبار آلمانی که در پی سیاست های جدید در آلمان از آن دیار گریخته بودند، حضوری پر رنگ داشتند. به نحو طبیعی برای تربیت دانشجو، نیاز به جذب استاد بود و برای حل این معضل، از یهودیان آلمان کمک گرفته شد. سنت مطالعات اسلامی که در آلمان به نحو جدی آغاز شده بود و اسلام شناسان قدری نیز در آن ایام به فعالیت و تحقیق درباره اسلام مشغول بودند، نقش مهمی در تکوین بخش مطالعات خاورشناسی دانشگاه ایفا کردند. ژوزف هورویتس[1] (1874-1931) از اسلام شناسان یهودی آلمانی که در دانشگاه فرانکفورت به فعالیت مشغول بود، برای پنج سال و به عنوان نخستین استاد مدعو ریاست و تدریس بخش مطالعات شرق شناسی را برعهده گرفت و از سالهای 1931 تا 1935 کار تدریس در دانشگاه را برعهده گرفت. پس از او نیز یهودی دیگری از دانشگاه فرانکفورت به نام گوتهلد ویل ((Gotthold Weil که تخصص در مطالعات فقه اللغه عربی و ترکی داشت، جانشین او گردید. تلاش های استادانی چون پلاسنر متخصص در طب ،  پزشکی و فلسفه اسلامی،  ریولین ، مترجم هزار و یک شب و قرآن به زبان عبری، شلمو پینس، متخصص در فلسفه و کلام اسلامی و بسیاری دیگر در تکوین گروه مطالعات خاورشناسی  نقش مهمی داشته است.
    تلاش اولیه گروه مطالعات خاورشناسی در سالهای نخست بیشتر ارایه خدمات به بخش وزارت خارجه و دفاع دولت فلسطین اشغالی بود. همچنین نوپا بودن دولت و درگیری با اعراب توان جدی گروه را برای انجام تحقیقات صرف بازداشته بود. با این حال در همین سالها دو تن از تاثیر گذارترین افراد در بخش مطالعات اسلامی دانشگاه به نام های دیوید آیولن و مایر ژاکوب قسطر در این دانشگاه به تربیت شاگرد پرداختند و به نحو جدی سنت مطالعات اسلامی در این دانشگاه را سامان دادند. آیولن در حوزه ممالیک و قسطر در بخش مطالعات سیره سنت مهمی را در این دانشگاه بر جا نهادند.[2]  در حقیقت در سال 1949 تغییر مهمی در بخش مطالعات شرقی دانشگاه عبری اورشلیم رخ داد و با کوشش دیوید ایولن علاوه بر مطالعه تاریخ اسلام در قرون میانه، توجه به مسائل معاصر جهان اسلام به عنوان موضوع جدیدی تحقیقی مورد توجه قرار گرفت. دو سال بعد نیز اوریل هید از متخصصان زبان فارسی و ترکی نیز به گروه مطالعات شرقی پیوست. هید خود در سال 1962 تغییر دیگری در بخش مطالعات شرقی به وجود آورد و نام آن را به بخش مطالعات آسیایی و آفریقایی تغییر داد. ایولن همچنین با همکاری پسح شینار در سال 1947 فرهنگ لغت عبری – عبری تالیف کرد که تا به حال بارها (تا سال 1995 هجده بار) منتشر شده و در حال حاضر چاپ جدید و روزآمدی از آن به کوشش آریه لوین و مناحم میلسون در دست انجام است.
    بعد از دوران جنگ های اعراب و اسرائیل، فعالیت های دانشگاه با توجه به تداوم روند مهاجرت یهودیان بخش های مختلف به فلسطین اشغالی، گسترش یافت و در سیاستی جدید برای گسترش دانشگاه، برخی از دانش آموختگان دانشگاه عبری برای انجام تحصیلات تکمیلی خود به دانشگاه های دیگر اروپایی از جمله مدرسه مطالعات شرقی – آسیایی لندن فرستاده شدند. چهره شاخص و تاثیر گذار از این گروه، موشه شارون است که پایان نامه دکتری خود را درباره خلافت عباسیان در 1970 و  به راهنمای برنارد لویس دفاع کرد که تا به حال در دو مجلد تحریرهای جدیدی از آن را ارایه کرده است[3]. شارون همچنین به تازگی کتابی درباره بهاییت تالیف کرده و عهده دار نشر مجموعه کتبیه هایی برجا مانده به زبان عبری در فلسطین است که تا به حال انتشارات بریل، در سه مجلد، حاصل تحقیقات او را منتشر کرده است.[4]
    بعد از موشه شارون، اتان گولبرگ نیز در تداوم همین سنت، در دانشگاه آکسفورد به تحصیل در مقطع دکتری پرداخت و موضوع پایان نامه خود را موضع امامیه درباره صحابه در1971  به پایان برد.[5]  در بخش مطالعات سیره نبوی، مایر ژاکوب قسطر علاوه بر نگارش آثار فراوانی نقش مهمی در تربیت شاگردان متعددی داشته که از جمله آنها می توان به  میخائیل لکر ، اسحاق حسون و اوری روبین اشاره کرد.[6] شیوه متفاوت قسطر و بهره گیری گسترده وی در استفاده از منابع به گونه ای که نوع نگاه وی در تحقیقات سیره به روش مکتب بیت المقدس در پژوهش های سیره شناسی شهرت دارد. بخش اعظمی از مقالات وی در سه مجلد مجزا منتشر شده است.[7]
    گروه ها و بخش های موسسه مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه عبری اورشلیم
    نیاز به تفکیک حوزه های پژوهشی و تمرکز دقیق برای مطالعات، پنج بخش مجزا، تشکیل دهنده موسسه مطالعات آسیا و آفریقای دانشگاه عبری اورشلیم است. این بخشها عبارتند از: مطالعات اسلامی و خاورمیانه؛ زبان و ادبیات عربی؛ مطالعات هندی، ایرانی و ارمنی؛ مطالعات آفریقایی و مطالعات خاور دور.
    مطالعات اسلامی و خاورمیانه
    در این گروه محققان به بررسی مسائل جهان اسلام در دوره زمانی قرون میانه و معاصر می پردازند. در حوزه تاریخ اسلام، مایر ژاکوب قسطر و شاگردانش چون میخائیل لکر، اسحاق حسون و الا لندو تاسرون به بررسی مسائل سیره نبوی اشتغال دارند. لکر که موضوع پایان نامه دکتری خود را بررسی فعالیت های پیامبر در مدینه انتخاب کرده*، تمرکز اصلی مطالعاتش، روابط یهودیان با پیامبر به نحو عام است. وی در تک نگاری به نام های بنوسلیم: مقدمه ای برای مطالعه تاریخ صدر اسلام (بیت المقدس 1989) و یهودیان و مشرکان: مطالعاتی درباره تاریخ مدینه در صدر اسلام (لیدن 1995) روابط و مناسبات پیامبر با یهودیان مدینه را مورد بررسی قرار داده است. همچنین در سلسله مقالات متعددی با عناوین آیا پیامبر معاهداتی با قبایل بنونضیر، بنوقریظه و بنوقینوقاع منعقد کرده است؟، عمرو بن حزم انصاری و تفسیر آیه 256 سوره بقره، نکاتی شرح حال نگارانه درباره ابن شهاب زهری، مهاجرت عتبه بن ابی وقاص از مکه به مدینه، نکاتی شرح حال نگارانه درباره ابوعبیده معمر بن مثنی، یهودیت در میان قبیله کنده و مسئله رده قبیله کنده، روایت واقدی درباره وضع یهود مدینه: مطالعه ای درباره روایتی ترکیبی ، همین موضوع را با تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داده است.[8]
    اسحاق حسون دیگر محقق دانشگاه عبری نیز بررسی اخبار تاریخی درباره معاویه بن ابی سفیان را به عنوان موضوع پایان نامه خود برگزیده است (بیت المقدس 1982). * دیدگاه مسلمانان درباره بیت المقدس در سده های میانه، از موضوعات مورد توجه حسون بوده و در مقاله ای با عنوان ادبیات فصائل نگاری درباره بیت المقدس به بررسی دیدگاه مسلمانان در سده های میانه در تکریم بیت المقدس پرداخته است. وی مقالاتی نیز درباره صدر اسلام نگاشته از جمله مقاله ای درباره دو قبیله اوس و خزرج و در آن اخبار تاریخی مندرج در متون اسلامی درباره این دو قبیله تاثیر گذار در حوادث صدر اسلام را مورد بررسی قرار داده است.[9]  
    حرکت رده و اهمیت آن در بررسی حوادث سیاسی رخ داده در نخستین سالهای پس از وفات پیامبر موضوعی است که الا لندو تاسرون  مورد مطالعه قرار داده است. وی در مقالاتی با عناوین افول امویان: تاملاتی درباره ترجمه بخش امویان تاریخ طبری، بررسی درباره حدیث مجدد در سنت اسلامی، تحول یک روایت: بررسی درباره دیدار قبیله بنوتمیم با پیامبر، حروب الفجار: ابعاد دینی، اجتماعی و تاریخی جنگ های فجار در جاهلیت، قبیله اسد از جاهلیت تا اسلام، مشارکت قبیله طی در دوره رده، بررسی های درباره تحولات سیاسی رخ داده در صدر اسلام ارایه کرده است.[10]
    در بخش تاریخ اسلام، چهره برجسته دیوید ایولن است که با تمرکز بر تاریخ ممالیک، علاوه بر مقالات فراوانی که خود نگاشته با تربیت شاگردانی چون موشه شارون تاثیر جدی در تکوین بخش مطالعات اسلامی دانشگاه عبری اورشلیم ایفا کرده است. [11]

    *  اطلاعات گردآوری شده در این مقاله بر اساس کتاب مرجع ایندکس اسلامیکوس است که فهرست تقریبا کاملی از مطالعات اسلامی را دربردارد. همچنین به دلیل تطویل بحث ، از ذکر مقالات نگاشته شده محققان دانشگاه عبری اورشلیم در دو دائره المعارف اسلام و ایرانیکا، ذکری به میان نیامده اما مقالات متعددی درباره موضوعات اسلامی به قلم محققان دانشگاه عبری در این دو دانشنامه تالیف شده است که گزارش آنها خود مقاله ای جداگانه و فرصتی دیگر طلب می کند. تذکراین نکته ضروری است که مراکز دانشگاهی دیگری نیز در فلسطین اشغالی به مطالعات اسلامی می پردازند و بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه عبری در آن مراکز به فعالیت مشغول هستند. متاسفانه در حال حاضر امکان استقصای کامل این تحقیقات و پژوهشها برایم میسر نبود و تنها در مواردی اتقافی  به اطلاعاتی، خاصه درباره دانشگاه بار ایلان در رامت گان نزدیک تل آویو (البته این اطلاعات محدود به فهرست پایان نامه های دکتری دانشجویان مطالعات عربی و اسلامی این دانشگاه بود) برخورده ام که مشخصات کتابشناسی آنها چنین است:
    T. Rajab, The Unity of God in Early Nusayri Doctrine (A Critical Edition, Hebrew   Translation and Analysis of  The Epistle of the Unity of God [Risalat al-Tawhid] by al-Husayn b. Hamdan al-Khasibi [d. 346/957 or 358/969], M.A. Thesis, Hebrew University of Jerusalem, Jerusalem 2002; K. Sindawe, The Maqatil in Shiite Literature, Ph.D. diss., Bar-Ilan UIniversity, Ramat Gan, 2000 (Hebrew);  Neomi (Naama) Ben-Ami,  The image of the sufi in modern Arabic novel
    socio-cultural aspects. (Supervisor: Prof. S. Moreh. ) 2000; Olga Bramson,  A female voice against oppression and discrimination in Dr. Nawal al-Sa'dawi's fictional works.
    Supervisor: Prof. S. Moreh.(2001); Livnat Holtzman, Predestination (al-qada wa-l-qadar) and Free Will (al-ikhtiyar)  in the writings of the Neo-Hanbalites of the 14th Century ) Supervisor: Prof. B. Abrahamov(. 2003; Hilla Peled-Shapira,  A Study of the Narrative Works of Gha'ib Tu'ma Farman - Social and Psychological Aspects).Supervisor: Prof. S. Moreh(. , 2004; Sigal Goorji ,Expression of thought and search for a path in the literary works  of the journalist Anis Mansour . (Supervisor: Prof. S. Moreh. ), 2004; Zahava Ganor, On the Bridge between Languages and Cultures - The Issue of Language and the Search for Identity in Post-colonial Maghribi Literature: The case of Assia Djebar and Ahlam ustaghanimi).Supervisors: Prof. J. Kauffmann and Prof. A. Elad Bouskila ), 2004; Bat-Sheva Garsiel ,The Transmission of Narrative Themes and Motifs from the Hebrew Bible  and Early Midrashim to the Qoran: Processes of Inspiration, Adoption and  Differentiation (Supervisor: Dr. S. Shtober ), 2005;  Riyad Kamel,  Poetics and Themes in Hanna Mina's Novels) Supervisors: Prof. A. Elad-Bouskila and Dr. Eliezer Schlossberg ) 2004;  Noga Hartmann, The Concept of Jihad in Modern Qur'an Exegesis Studies in the Writings of Muhammad Abduh, Sayyid Qutb and Muhammad Mutawalli al-Sha'rawi)  Supervisor: Prof. B. Abrahamov ), 2005; Itschak Zacharia, Personality and Image of Muslim Leaders in 12th-14th Centuries in the Light of the Manaqib Literature. (Supervisor: Prof. Y. Lev  (2005; Esther Amouyal,  The Inner World of the Coptic Writer Idwar al-Kharrat as  Reflected in His Works. (Supervisor: Prof. S. Moreh ), 2006;Hadar Perry,The Medical Writing of Yosef Ben Yehudah Ibn Aqnin: Ikhtisar Sharh Jalinus li-Fusul Abuqrat: Its Place in the Thought of Ibn Aqnin and in the Tradition of Interpretation of Hippocrates' Aphorisms (Supervisor: Prof. T. Langermann), 2007.
     

    .
    [1] Joseph Horovitz.
    هورویتس از خاورشناسان آلمانی یهودی در 1874 در لاونبرگ آلمان به دنیا آمد و در دانشگاه برلین به تحصیل مطالعات شرق شناسی پرداخت و نزد استادانی چون ادوارد زاخاو به تحصیل پرداخت. از 1907 تا 1914 در دانشگاه علیگره به تدریس زبان عربی پرداخت. در 1914 به آلمان بازگشت و در دانشگاه فرانکفورت به تدریس زبان های سامی پرداخت و نقش مهمی در تکوین دانشگاه عبری اورشلیم داشته و  یکی از اعضاء هیات مدیره اداره دانشگاه عبری بود و طرح جمع آوری اشعار جاهلی و صدر اسلام به پیشنهاد او در د انشگاه عبری آغاز شده است. از مهمترین تالیفات او اثری تک نگارانه درباره تدوین گران سیره نبوی است که به زبان انگلیسی و عربی نیز ترجمه شده است. برای گزارشی از شرح احوال و آثار وی بنگربید به: عبدالرحمن بدوی، موسوعة المستشرقین (الموسسة العربیة للدراسات و النشر: بیروت 2003)، ص 621-622.
    [2] برای اطلاع بیشتر  درباب تاریخچه و فعالیت های دانشگاه عبری اورشلیم بنگرید به:
    "Hebrew University of Jerusalem" in: Encyclopaedia Judaica, Vol. 8, pp.219-226.
    [3] M. Sharon, The Advent of The Abbasids, Ph.D. Thesis (Hebrew), The Hebrew University, Jerusalem, 1970.
    [4]  Corpus Inscriptionum Arabicarum Palestinae (Leiden, 1997, 1999, 2004).
    [5]Etan Kohlberg, The Attitude of the Imami Shiis to the Companions of the Prophet, Ph.D. dissertation, Oxford University, 1971.
    [6] اوری روبین که از فارغ التحصيلان برجسته دانشگاه عبری اورشلیم، اس در دانشگاه تل آویو به تدریس اشتغال دارد،  پایان نامه دکتری خود را درباره سیره نبوی با  تکیه بر کتاب شرف المصطفی ابوسعد خرگوشی انتخاب کرده است. وی علاوه بر انتشار مقالات متعددی، برگردانی جدید از قرآن به زبان عبری منتشر کرده است. مهمترین اثر وی در سیره نبوی کتاب از نگاه عاشفان: حیات پیامبر آنگونه که مسلمانان نخستین تصویر کرده اند، است که با این مشخصات منتشر شده است:
    Uri Rubin, The Eye of the Beholder: the Life of Muhammad as Viewed by the Early Muslims (a Textual Analysis), The Darwin Press, Princeton, New Jersey, 1995 , pp.289
    روبین مقالات متعددی نیز در حوزه سیره نبوی نگاشته که مشخصات کتابشاختی آنها چنین است:
    Uri Rubin, Apes, pigs, and the Islamic identity,  Israel Oriental Studies, 17, 1997 pp.89-105.;  idem, Apocalypse and authority in Islamic tradition: the emergence ofthe twelve leaders, Al-Qantara: Revista de Estudios Arabes, 18 i, 1997 pp.11-42.; idem, `Al-walad li-l-firash`: on the Islamic campaign against `zina`, Studia Islamica, 78, 1993 pp.5-26.; idem, Exegesis and Hadith: the case of the seven Mathani, in: Approaches to the Qur'an. Ed. G.R.Hawting & Abdul-Kader A.Shareef ( London: Routledge, 1993 pp.141-156.;  idem,  Iqra' bi-smi rabbika ...! Some notes on the interpretation of Surat al-'Alaq, Israel Oriental Studies, 13, 1993 pp.213-230.; idem, Quran and tafsir: the case of `'an yadin`, Der Islam, 70 i, 1993 pp.133-144.; idem, The shrouded messenger: on the interpretation of al-muzzammil and al-muddaththir,
    Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.96-107.;  idem,  Hanifiyya and Ka'ba: an inquiry into the Arabian pre-Islamic background of din Ibrahim, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 13, 1990 pp.85-112.; idem, Meccan trade and Qur'anic exegesis (Qur'an   2:198),  Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 53, 1990 pp.421-428.;  idem, The assassination of Ka'b b. al-Ashraf, Oriens, 32, 1990 pp.65-71.;  idem, Muhammad's curse of Mudar and the blockade of Mecca, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 31 iii, 1988 pp.249-264.;  idem, Morning and evening prayers in early Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.40-64.; idem, The Ka'ba: aspects of its ritual functions and position in pre-Islamic and early Islamic times, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.97-131.;  idem, The `Constitution of Medina`: some notes, Studia Islamica, 62, 1985 pp.5-23.; idem, Al-Samad and the high God: an interpretation of sura CXII, Der Islam, 61, 1984 pp.197-217.; idem, Bara'a: a study of some Quranic passages, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.13-32.; idem, The ilaf of Quraysh: a study of sura CVI, Arabica, 31, 1984 pp.165-188.; idem, The great pilgrimage of Muhammad: some notes on Sura IX, Journal of Semitic Studies, 27, 1982 pp.241-260.; idem, Abu Lahab and sura CXI., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 42 (1979) pp.13-28; idem, Prophets and progenitors in the early Sha tradition., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 1 (1979) pp.40-65; idem, Pre-existence and light. Aspects of the concept of Nur Muhammad., Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.62-119.  
    برای گزارشی تفصیلی از مطالعات سیره نبوی توسط محققان دانشگاه عبری اورشلیم بنگرید به: محمد کاظم رحمتی، وضعیت فعلی مطالعات سیره: بررسی کتاشناسانه، در مجموعه مقالات همایش بین المللی سیره شناختی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) 28 و 29 آذرماه 1385 شمسی، به اهتمام اصغر منتظر القائم (اصفهان 1385)، ج 1، ص 465-507.
    [7] Meir Jacob Kister, Concepts and ideas at the dawn of Islam, Aldershot: Ashgate, 1997, (Variorum Collected Studies Series, CS584) [308]pp. [Previously published articles.]; Idem, Sanctity joint and divided: on holy places in the Islamic tradition, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 20, 1996 pp.18-65. [Places of pilgrimage in early Islam.] ; Idem, `... and he was born circumcised ...`: some notes on circumcision in Hadith, Oriens, 34, 1994 pp.10-30; Idem, Social and religious concepts of authority in Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 18, 1994 pp.84-127; Idem, Adam: a study of some legends in tafsir and Hadith literature, Israel Oriental Studies, 13, 1993 pp.113-174; Idem, The locust's wing: some notes on locusts in the Hadith, Le Museon, 106 iii-iv, 1993 pp.347-359; Idem, The sons of Khadija, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.59-95; Idem, Land property and jihad: a discussion of some early traditions, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 34 iii, 1991 pp.270-311; Idem, On strangers and allies in Mecca, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 13, 1990 pp.113-154. (In the period of the Jahiliya.); Idem, Do not assimilate yourselves ...`: La tashabbahu ..., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 12, 1989 pp.321-371. [To the Jews & Christians after the Islamic conquest.]; Idem, Mecca and the tribes of Arabia: some notes on their relations, Studies in Islamic history and civilization in honour of Professor David, Ayalon. Ed. M.Sharon (Jerusalem: Cana; Leiden: Brill, 1986, pp.33-57; Idem, The massacre of the Banu Qurayza: a re-examination of a tradition, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.61-96.
    Idem, ...illa bi-haqqihi...: a study of an early hadith, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.33-52; Idem, The Sirah literature, in: Arabic literature to the end of the Umayyad period (Cambridge: Cambridge University Press, 1983, (Cambridge History of Arabic literature [1]) pp.352-367; Idem, On an early fragment of the Qur'an, Studies in Judaica, Karaitica and Islamica presented to Leon Nemoy on his eightieth birthday. Ed. S.R.Brunswick Ramat-Gan: Bar-Ilan University Press, 1982 pp.163-166. [2nd/8th century papyrus.]; Idem, A comment on the antiquity of traditions praising Jerusalem, Jerusalem Cathedra, 1, 1981 pp.185-186; Idem, O God, tighten thy grip on Mudar ... Some socio-economic and religious aspects of an early hadith, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 24, 1981 pp.242-273; Idem, Labbayka, Allahumma, Labbayka. On a monotheistic aspect of a Jahiliyya practice, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 2, 1980 pp.33-57; Idem, Pare your nails: a study of an early tradition, Journal of the Ancient Near Eastern Society Columbia University, 11, 1979 pp.63-70; .Idem, On the wife of the goldsmith from Fadak and her progeny. A study in Jahili genealogical traditions., Museon, 92 (1979) pp.321-330; Idem, Some reports concerning al-Ta'if., Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 1 (1979) pp.1-18; Idem, On the papyrus of Wahb b. Munabbih: an addendum., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 40 (1977) pp.125-127; Idem, The battle of the Harra: some socio-economic aspects., Studies in memorey of G. Wiet, Jerusalem 1977 pp.33-49; Idem, Notes on Caskel's Gamharat an-nasab., with Plessner, M., Oriens, 25-26 (1976) pp.48-68; Idem, On a new edition of the Diwan of Hassan b. Thabit., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 39 (1976) pp.265-286; Idem, Some notes on ridda verses., Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.120-128; Idem, The 'Kitab al-Mihan', a book on Muslim martyrology., Journal of Semitic Studies, 20 (1975) pp.210-218; Idem, On the papyrus of Wahb b. Munabbih., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 37 (1974) pp.547-571; Idem, The interpretation of dreams. An unknown manuscript of Ibn Qutayba's ''Ibarat al-ru'ya''., Israel Oriental Studies, 4 (1974) pp.67-103; Idem, Haddithu 'an bani isra'ila wa-la haraja: a study of an early tradition., Israel Oriental Studies, In memoriam S. M. Stern. II 1972 pp.215-239; Idem, Some reports concerning Mecca from Jahiliyya to Islam., Journal of the Economic and Social History of the Orient, 15 (1972) pp.61-93; Idem, 'Rajab is the month of God . . A study in the persistence of an early  tradition., Israel Oriental Studies, 1 (1971) pp.191-223; Idem, Maqam Ibrahim. A stone with an inscription., Museon, 84 (1971) pp.477-491; Idem, A bag of meat': a study of an early hadith., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 33 (1970) pp.267-275; Idem, Notes and communications. A work of Ibn al-Kalbi on the Arab Peninsula, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 33 (1970) pp.590-591; Idem, 'You shall only set out for three mosques'. A study of an early tradition., Le Museon, 82 (1969) pp.173-196; Idem, The seven odes: some notes on the compilation of the Mu'allaqat, Revista degli Studi Orientali, 44 (1969) pp.27-36; Idem, Al-Hira, some notes on its relations with Arabia., Arabica, 15 (1968) pp.143-169; .idem, Al-tahannuth: an inquiry into the meaning of a term., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 31 (1968) pp.223-236; Idem, Notes on some Arabic verses., Revista degli Studi Orientali, 41 (1966) pp.157-163; Idem, Mecca and Tamim (aspects of their relations), Journal of the Economic and Social History of the Orient, 8 (1965) pp.113-163; Idem, The campaign of Huluban. A new light on the expedition of Abraha, Museum ,78 (1965) pp.425-436; Idem, The expedition of Bi'r Ma'una., Arabic and Islamic studies in honor of H. A. R. Gibb, 1965 pp.337-357; Idem, The market of the Prophet, Journal of the Economic and Social History of the Orient 8 (1965) pp.272-276; Idem, 'An yadin (Qur'an, IX/29). An attempt at interpretation., Arabica, 11 (1964) pp.272-278; Idem, Notes on an account of the Shura appointed by 'Umar B. al-Khattab, Journal of Semitic Studies, 9 (1964) pp.320-326; Idem, Notes on the papyrus text about Muhammad's campaign against the Banu al-Nadir., Archiv orientalni, 32 (1964) pp.233-236; Idem, 'A booth like the booth of Moses..' a study of an early Hadith., Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 25 (1962) pp.150-155; Idem, Notes on three Arabic manuscripts in the British Museum., Bulletin of the School of Oriental and African Studies 23 (1960) pp.390-392; Idem, The social and political implications of three traditions in the Kitab al-Kharadj of Yahya b. Adam, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 3 (1960) pp.326-334;
    * On the Prophet Muhammad's Activity in Madina (Hebrew), Ph. D. Thesis, Hebrew University, 1982.
    [8] Michael Lecker, Banu Sulaym: A Contribution to the Study of Early Islam (Jerusalem, 1989); Idem, Did Muhammad conclude treaties with the Jewish tribes Nadir, Qurayza and Qaynuqa'?, Israel Oriental Studies, 17, 1997 pp.29-36; Idem, Zayd b.Thabit, "A Jew with two sidelocks": Judaism andliteracy in pre-Islamic Medina (Yathrib), Journal of Near Eastern Studies, 56 iv, 1997 pp.259-273; Idem, 'Amr ibn Hazm al-Ansari and Qur'an 2,256:"No compulsion is there in religion", Oriens, 35, 1996 pp.57-64; Idem, Biographical notes on Ibn Shihab al-Zuhri, Journal of Semitic Studies, 41 i, 1996 pp.21-63; Idem, The emigration of 'Utba b.Abi Waqqas from Mecca to Medina, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 59 i, 1996 pp.116-119; Idem, Yahud / 'Uhud: a variant reading in the story ofthe 'Aqaba meeting, Le Museon, 109 i-ii, 1996 pp.169-183.[Appendix by Simon Hopkins.]; Idem, Biographical notes on Abu 'Ubayda Ma'mar b.al-Muthanna', Studia Islamica, 81, 1995 pp.71-100; Idem, Judaism among Kinda and the Ridda of Kinda, Journal of the American Oriental Society, 115 iv, 1995 pp.635-650; Idem, Muslims, Jews and pagans: studies on early Islamic Medina, Leiden: Brill, 1995, (Islamic History and Civilization: Studies and Texts, 13), 180pp.; Idem, On Arabs of the Banu Kilab executed together with the Jewish Banu Qurayza, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 19, 1995 pp.66-72; Idem, The conversion of Himyar to Judaism and the Jewish Banu Hadl of Medina, Welt des Orients, 26, 1995 pp.129-136; Idem, The death of the Prophet Muhammad's father: did Waqidi invent some of the evidence?, Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, 145 i, 1995 pp.9-27; Idem, Waqidi's account on the status of the Jews of Medina: a study of a combined report, Journal of Near Eastern Studies, 54 i, 1995 pp.15-32; Idem, Abu Malik 'Abdallah b.Sam of Kinda, a Jewish convert to Islam, Der Islam, 71 ii, 1994 pp.280-282; Idem, Hudhayfa b.al-Yaman and 'Ammar b.Yasir, Jewish converts to Islam, Quaderni di Studi Arabi, 11 / 1993, 1994 pp.149-162; Idem, Kinda on the eve of Islam and during the Ridda, Journal of the Royal Asiatic Society, 4 iii, 1994 pp.333-356; Idem, Idol worship in pre-Islamic Medina (Yathrib), Le Museon, 106 iii-iv, 1993 pp.331-346.[Incl. Arabic text and English translation, with commentary, of extracts from Maqrizi's Al-khabar 'an al-bashar.]; Idem, The bewitching of the Prophet Muhammad by the Jews: a notes a propos 'Abd al-Malik b.Habib's Mukhtasar fi 'l-tibb, Al-Qantara: Revista de Estudios Arabes, 13 ii, 1992 pp.561-569; Idem, Shurtat al-khamis and other matters: notes on the translation of Tabari's Ta'rikh, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 14, 1991 pp.276-289. [Discussion of History Vol. 18, by M.G.Morony, Albany (USA), 1987.]; Idem, The estates of 'Amr b.al-'As in Palestine: notes on a new Negev Arabic inscription, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 52, 1989 pp.24-37; Idem, A note on early marriage links between Qurashis and Jewish women, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.17-39; Idem, On the markets of Medina (Yathrib) in pre-Islamic and early Islamic times, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 8, 1986 pp.133-147; Idem, Muhammad at Medina: a geographical approach, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 6, 1985 pp.29-62; Idem, The Hudaybiyya-treaty and the expedition against Khaybar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 5, 1984 pp.1-11.
    * I. Hasson, Recherches sur Muawiyah Ibn Abi Sufyan (Hebrew), unpublished Ph.D. Thesis, Jerusalem, 1982.
    [9] Isaac Hasson, The Muslim view of Jerusalem: the Qur'an and Hadith, in: The history of Jerusalem: the early Muslim period 638-1099. Ed. J.Prawer, H.Ben-Shammai Jerusalem: Yad Izhak, Ben-Zvi; New York: New York University Press, 1996, pp.349-385;idem, Judham entre la Jahiliyya et l'Islam, Studia Islamica, 81, 1995 pp.5-42;Idem, Le chef Judhamite Rawh ibn Zinba', Studia Islamica, 77, 1993 pp.95-122 ; Idem, Les Mawali dans l'armee musulmane sous les premiers umayyades, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 14, 1991 pp.176-213; Idem, Contributions a l'etude des Aws et des Hazrag, Arabica, 36, 1989 pp.1-36; Idem, Remarques sur l'inscription de l'epoque de Mu'awiya a Hammat Gader, Blau, J, Israel Exploration Journal 32, 1982 pp.97-102; Idem, Muslim literature in praise of Jerusalem: Fada'il Bayt al-Maqdis, Jerusalem Cathedra 1, 1981 pp.168-184.
    [10] Ella Landau-Tasseron, Features of the pre-conquest Muslim army in the time of Muhammad, in: The Byzantine and early Islamic Near East III: States, resources and armies.Ed. A.Cameron Princeton: Darwin, 1995, (Studies in Late Antiquity and Early Islam, 1), pp.299-336; Idem, The waning of the Umayyads: notes on Tabari's history translated, vol. XXVI, Der Islam ,69, 1992 pp.81-109; Idem, Sayf ibn 'Umar in medieval and modern scholarship, Der Islam, 67, 1990 pp.1-26; Idem, The `cyclical reform`: a study of the Mujaddid tradition, Studia Islamica, 70, 1989 pp.79-117; Idem, Processes of redaction: the case of the Tamimite delegation to the Prophet Muhammad, Bulletin of the School of Oriental and African Studies ,49, 1986 pp.253-270; Idem, The sinful wars: religious, social, and historical aspects of hurub al-fijar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 8, 1986 pp.37-59; Idem, Asad from Jahiliyya to Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 6, 1985 pp.1-28; Idem, The participation of Tayyi' in the ridda, Jerusalem Studies in Arabic and Islam 5, 1984 pp.53-71.
    [11] David Ayalon, Le phenomene mamelouk dans l'Orient islamique, Weill, G. (Translator), Paris: Presses Universitaires de France, 1996 ,168pp; Idem, The Mamluks of the Seljuks: Islam's military might at the crossroads, Journal of the Royal Asiatic Society, N.S. 6 iii, 1996 pp.305-333; Idem, Pessah Shinar, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 19, 1995 pp.1-4; Idem, Islam and the Abode of War: military slaves and Islamic adversaries, Aldershot: Variorum, 1994 (298)pp. [13 reprinted articles, 1975-93, and one conference paper, 1964.]; Idem, The expansion and decline of Cairo under the Mamluks and its background, Itineraires d'Orient: hommages a Claude Cahen. Textes reunies par R.Curiel & R.Gyselen Bures-sur-Yvette: Groupe pour l'Etude de la Civilisation du Moyen-Orient, 1994 (Res Orientales, 6) pp.13-19; Idem, Some remarks on the economic decline of the Mamluk sultanate, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 16, 1993 pp.108-124; Idem, Mamluk military aristocracy during the first years of the Ottoman occupation of Egypt, in: The Islamic world from classical to modern times: essays in honor of Bernard Lewis, C.E.Bosworth, C.Issawi, R.Savory, & A.L.Udovitch, eds. Princeton: Darwin Press, 1989, rp. 1991 pp.413-431;
    Idem, The Nubian dam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 12, 1989 pp.372-390. [Muslim failure to conquer Nubia for centuries.] ; Idem, Islam versus Christian Europe: the case of the Holy Land, in: The Holy Land in history and thought: papers submitted to the international conference on the relations between the Holy Land and the world outside it, Johannesburg 1986. Ed. M.Sharon, Leiden: Brill, 1988 pp.247-256;  Idem, The auxiliary forces of the Mamluk Sultanate, Der Islam, 65, 1988 pp.13-37; Idem, Mamluk military aristocracy - a non-hereditary nobility, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 10, 1987 pp.205-210; Idem, The end of the Mamluk Sultanate. (Why did the Ottomans spare the Mamluks of Egypt and wipe out the Mamluks of Syria?), Studia Islamica, 65, 1987 pp.125-148; Idem, The Mamluk novice (on his youthfulness and on his original religion), Revue des Etudes Islamiques, 54, 1986 pp.1-8; Idem, On the term khadim in the sense of `eunuch` in the early Muslim sources, Arabica, 32, 1985 pp.289-308; Idem, Regarding population estimates in the countries of medieval Islam, Journal of the Economic and Social History of the Orient 28, 1985 pp.1-19; Idem, Egypt as a dominant factor in Syria and Palestine during the Islamic period, in: Egypt and Palestine: a millennium of association (868-1948). Ed. A.Cohen & G.Baer , Jerusalem: Ben Zvi Institute; New York: St. Martin's Press, 1984 pp.17-47; Idem, From Ayyubids to Mamluks, Revue des Etudes Islamiques, 49, 1981 pp.43-57; Idem, Mamlukiyyat: a first attempt to evaluate the Mamluk military system, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 2, 1980 pp.321-349; Idem, The Mamluks and Ibn Xaldun, Israel Oriental Studies, 10, 1980 pp.11-13; Idem, On the eunuchs in Islam, Jerusalem Studies in Arabic and Islam , 1 (1979) pp.67-124; Idem, Aspects of the Mamluk phenomenon. Part II. B. Ayyubids, Kurds and Turks, DerIslam, 54 (1977) pp.1-32; Idem, The eunuchs in the Mamluk sultanate, Studies in memorey of G. Wiet (Jerusalem 1977), pp.267-295; Idem, Aspects of the Mamluk phenomenon., Der Islam, 53 (1976) pp.196-225; Idem, Names, titles and 'nisbas' of the Mamluks, Israel Oriental Studies, 5 (1975) pp.189-232; Idem, Preliminary remarks on the Mamluk military institution in  Islam, War, technology and society in the Middle East, Edited by V. J. Parry and M. E. Yapp. 1975 pp.44-58; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 38 (1973) pp.107-156; Idem, Discharges from service, banishments and imprisonments in Mamluk society, Israel Oriental Studies, In memoriam S. M. Stern. II, 1972 pp.25-50; Idem, On one of the works of Jean Sauvaget (La poste aux chevaux dans l'Empire des Mamlouks), Israel Oriental Studies, 1 (1971) pp.298-302; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 33 (1971) pp.97-140; Idem, The great Yasa of Chingiz Khan. A reexamination., Studia Islamica, 4 (1971) pp.151-180; Idem, The Muslim city and the Mamluk military aristocracy, Proc. Israel Acad. Sci. Hum. 2 (1968) pp.311-329; Idem, The Muslim city and the Mamluk military aristocracy., Proc. Israel Acad. 2 (1968) pp.311-329; Idem, The Mamluks and naval power. A phase of the struggle between Islam and Christian Europe, Proc. Israel Acad., 1 (1967) pp.8; Idem, A reply to Professor J.R. Partington. [On the professor's criticisms of Ayalon's Gunpowder and firearms in the Mamluk kingdom], Arabica, 10 (1963) pp.64-73; Idem, The European-Asiatic steppe: a major reservoir of power for the Islamic world, Trud. XXV. Mezhdunarodnogo Kong. Vostokovedov, Moskva, 1960, Tom II (1963) pp.47-52; Idem, The historian al-Jabarti, in: Historians of the Middle East, Edited by B. Lewis and P. M. Holt. 1962 pp.391-402; Idem, Notes on the Furusiyya exercises and games in the Mamluk sultanate, in: Studies in Islamic history and civilization (Scripta Hiero-solumitana), IX 1960 pp.31-62; Idem, Studies in al-Jabarti I. Notes on the transformation of Mamluk society in Egypt under the Ottomans, Journal of the Economic and Social History of the Orient 3 (1960) pp.275-325; Idem, Studies on the transfer of the 'Abbasid Caliphate from Bagdad to Cairo, Arabica 7 (1960) pp.41-59; Idem, The historian al-Jabarti and his background, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 23 (1960) pp.217-249; Idem, The system of payment in Mamluk military society, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 1 (1958), pp.257-296; Idem, The system of payment in Mamluk military society, Journal of the Economic and Social History of the Orient, 1 (1957) pp.37-65; Idem, Studies on the structure of the Mamluk army, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 16 (1954) pp.57-90; Idem, Studies on the structure of the Mamluk army, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 15 (1953) pp.203-228, 448-476; Idem, Le regiment Bahriya dans l'armee mamelouke, Revue des Etudes Islamiques 1951 pp.133-141; Idem, The Wafidia in the Mamluk Kingdom, Islamic Culture, 25 (1951) pp.89-104; Idem, The Circassians in the Mamluk kingdom, Journal of the American Oriental Society, 69 (1949) pp.135-147; idem, The plague and its effects upon the Mamluk Army, Journal of the Royal Asiatic Society, 1946 pp.67-73.

    ارسال شده توسط محمدکاظم رحمتی در تاريخ يكشنبه 16 دي 1386 ساعت 10:19 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    rahmati.kateban.com -- powered by kateban.com